|
طرح نو: در اين گفتگو دكتر جمشيدى برخلاف ديدگاه معمول در مورد مشروطه خواهى ايرانيان كه آن را يك انقلاب مى دانند، معتقد است مشروطه خواهى ايرانيان هيچ كدام از ويژگى ها و مولفه هاى لازم براى شكلگيرى يك انقلاب واقعى را نداشت و تنها در حد يك شورش و نهضت قابل برر سى است...
در گفتگو با مدير گروه علوم سياسي دانشگاه آزاد تبريز مطرح شد:
به تعبيري انقلاب اسلامي ايران نيز در مسير حركتي مشروطه خواهي اتفاق افتاد
مصاحبه اى كه در پى مى آيد حاصل گفتگوى نشريه طرح نو با دكتر جعفر جمشيدى راد مدير گروه علوم سياسى دانشگاه آزاد تبريز است.
در اين گفتگو دكتر جمشيدى برخلاف ديدگاه معمول در مورد مشروطه خواهى ايرانيان كه آن را يك انقلاب مى دانند، معتقد است مشروطه خواهى ايرانيان هيچ كدام از ويژگى ها و مولفه هاى لازم براى شكلگيرى يك انقلاب واقعى را نداشت و تنها در حد يك شورش و نهضت قابل برر سى است.
با هم اين گفتگو را مرور مى كنيم.
طرح نو: برخى معتقدند كه مشروطه خواهى ايرانيان يك انقلاب بود. انقلابى كه در نهايت به شكست منجر شده ولى مى توان براى آن دست آوردهايى را متصور شد. ديدگاه جنابعالى در اين خصوص چيست؟
-بر اساس ديدگاه رايج در علم سياست، وقوع يك انقلاب مبتنى بر مولفه هايى است كه اكثراً خيزش هاى ملى و مردمى ايران معاصر در چهارچوب اين مولفه ها قرار نمىگيرند. مولفه هايى مانند؛ مفهوم بسيج، مفهوم عام و توده اى بودن حركت، وجود ايدئولوژى از آينده اى مطلوب و آرمانى، سازمان يافتگى حركت، وجود رهبرى كاريزما يا فرهمند، خشونت، سرنگونى نظام حاكم و در نهايت استقرار نظامى سياسى جديد. با عنايت به چهارچوب علمى بالا و البته با توجه به مشابهت هايى كه بعضاً ميان مشروطه خواهى و مولفه هاى انقلاب مى توان ديد، با اين وجود ما نمى توانيم مشروطه خواهى ايرانيان را يك انقلاب بدانيم. بلكه آن را مى توان در قالب يك شورش و نهضت مورد بررسى قرار داد.
با اين وجود بايد اعتراف كرد كه مشروطه خواهى بزرگترين چالش فكرى و تحولخواهى ايران معاصر است. در اين حركت ملى آزادى، برابرى و قانونخواهى به عنوان درونمايه اصلى حركت مردم متبلور شد. ولى نهايت اين كه كالاهاى مشروطه خواهى در فرهنگ سياسى ايران بازار پررونقى پيدا نكرد كه به نظر مصداق مضمون اين نكته است كه »از يخ فروشى پرسيدند كه فروختى؟ گفت: نخريدند، آب شد«
طرح نو: چه زمينه هايى باعث بروز مشروطه خواهى در ايران شد؟
- مشروطه خواهى در بسترى از تحولات اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فكرى و فرهنگى جامعه پيش آمد كه اجمالاً در چندين دسته مى تواند مورد بررسى قرار گيرد.
( دست نخست زمينه هاى اجتماعى هستند. به اين صورت كه ساختار نظام اجتماعى ايران براساس امواج بوجود آمده در داخل نظام بين الملل قرن 19، دچار تحولاتى گرديد. قحطى ها، بيماريهاى مزمن و مرگ و مير مهاجرت نيروى كار به كشورهاى همسايه بويژه قفقاز را در پى داشت. اين مهاجرت نيروى كار ايرانى به خارج از كشور مراكز شهرى را دچار تحول كرد. به صورتى كه بازگشت اين مهاجرين به كشور به عنوان سفراى اروپا و فرنگ وضعيت سنتى موجود در ايران را به چالش كشيد.
( عوامل اقتصادى را به عنوان دومين دسته براى بروز زمينه هاى نهضت مشروطه مى توان نام برد. ورشكستگى اقتصادى ناشى از عهد ناصرى چنان مشهود بود كه توانايى رويارويى ايران با نظام بين الملل را سلب كرده بود. اقتصاد مبتنى بر كشاورزى سنتى و دامدارى و صنايع كوچك وابسته به آنها به هيچ وجه توانايى تامين منابع مالى رو به گسترش جامعه اى را كه از دوره امير كبير رو به سوى شبه مدرنيسم گذارده بود را نداشت. اين معضل، حكومت قاجار را براى دريافت منابع مالى از خارجيان تشويق و به تبع آن حضور همه جانبه قدرتهاى خارجى در كشور را پر رنگتر ساخت. از طرفى واگذارى امتيازات عظيم به دول استعمارى نه تنها نيازهاى مالى دولت را تامين نكرد، بلكه باعث ورشكستگى اقتصادى شده و اينها در كنار هم اساساً فقر و فساد را در جاى جاى كشور دامن زد. نبود كار و ظلم و ستم دولت در عرصه اقتصادى همچنان كه در عوامل اجتماعى هم مورد بررسى قرار گرفت، موج مهاجرت نيروى كار به ساير كشورهاى همسايه را تشديد كرد. كه اين افراد در بازگشت خود با مقايسه جامعه غرب با جامعه سنتى ايران در مقابل مظاهر سنتى آن قد علم كردند.
( در كنار بازگشت مهاجرين استحاله يافته فكرى، مىتوان از تحصيلكردگان ايرانى در فرنگ نيز نام برد كه مجموعاً مىتوان آنها را در قالب عوامل فكرى و فرهنگى مورد بررسى قرار داد. اين تحصيل كردگان بر اثر آشنايى با تحولات جهانى و در بازگشت خود در پى ايجاد بسترهاى لازم براى نوسازى فرهنگى بودند. رواج مدرسه سازى به سبك نوين و انتشار روزنامه هاى مختلف بخشى از اين بستر سازى را شكل مى داد. ناگفته نماند كه آشنايى خود حكومت با عقب ماندگى ايران در مقايسه با غرب هم در تسريع روند نوسازى تاثير گذار بود.
(چهارمين دسته از عوامل بروز مشروطه خواهى را مىتوان با عنوان »مطالبات سياسى« ايرانيان مورد تجزيه و تحليل قرار داد. اساساً مشروطه خواهى را بايد در ناتوانى دولتهاى قاجار در اداره امور كشور، شكست هاى پياپى ايران از روس و انگليس و واگذارى سرزمين هاى ايرانى به آنها و در كنار اين دو بوجود آمدن يك نهاد استعمارى جديد به نام كاپيتولاسيون كه ماهيت نظام حقوق سياسى ايرانيان را خدشه دار مى كرد همراه با فساد و تباهى در اركان دولت مترادف دانست. عواملى كه نارضايتى مردم و خيزش هاى اعتراضى را فراهم مى ساخت.
در كنار اين عوامل ناتوانى دولت در شناخت درست از مناسبات بين المللى موجب بوجود آمدن يك نهاد ديگر در حوزه سياستى ايران با نام نظام »سرسپردگى« شد كه خود اين نوعاً مورد اعتراض ملت ايران بود. در فضاى بوجود آمده، ملت در پى برگرداندن عزت ملى و تاريخى خودشان بودند و در اين ميان چاره اى جز بوجود آوردن نهادهايى كه مى شد با شورش ملى مشروطه خواهى به آنها دسترسى پيدا كنند را نداشتند. سرانجام با امضاى فرمان مشروطيت در 14 مرداد 1284 ايران وارد عصر جديدى از زندگى سياسى خود شد.
طرح نو: اين مشروطه خواهى مردم ايران چه دست آوردهايى را به همراه داشت؟
- مشروطه خواهى دست آوردهاى متعددى در جامعه ايران داشته كه مهمترين آن تغيير در وضعيت سياسى كشور به لحاظ اداره كردن در سايه صدور فرمان مشروطيت و كاستن ظلم و ستم و استبداد در قاموس نهاد نوپاى مجلس شوراى ملى بود. حضور قانون در زندگى سياسى ايرانيان و بوجود آوردن مجلس شوراى ملى كه تبلور اداره ملت در كشور باشد، اولين نشانههاى اين حركت است. به دنبال اين پيروزى شكلگيرى جامعه مدنى در ايران كه در راستاى فعاليت سامانمند احزاب و جريانات سياسى و البته در چهارچوب جديد و در تعامل با دولت مركزى شكل مىگرفت ادامه همين مسير پيروزى بود. هر چند دوره مشروطهخواهى )عصر مشروطه( با فراز و فرودهايى نيز همراه بود و در اين دوره عدهاى از جمله دولت مركزى از دستآوردهاى به دست آمده دل خوشى نداشتند، تا اين كه خانه ملت را هم به توپ بستند.
دست آورد بعدى مشروطه به وجود آمدن نوعى خودآگاهى و بيدارى ايرانيان براى ورود به دوره جديد )شبه مدرنيسم( در ايران شد. به طورى كه خود اين فضا به وجود آوردن پروسه و روند نقد و نظر را نيز موجب شد. و از اين حيث كشور ما رويارويى انديشه هاى جديدى را شاهد بود كه برجستهترين آنها انديشه ايرانخواهى و بازگشت به شكوه ايرانيان در عرصه تاريخ و تمدن و از سوى ديگر بوجود آوردن رويارويى با نظام استبدادى در قالب اتحاد اسلامى به منظور مقابله با فرهنگ غرب بود. از طرف ديگر باعث ورود انديشه هاى سوسياليزم و ليبراليزم به ايران شد كه هر كدام از اين سه نحله فكرى آثارى را تا امروز در ساخت جامعه ايران از خود به جاى گذارده است. در يك نگاه كلى مفاهيمى با مشروطهخواهى، جداى از روايتهايى كه از مشروطه بوجود آمد، در زندگى سياسى ايرانيان ايجاد شد. از جمله قانونخواهى و قانونمدارى، تلاش براى داشتن سند ملى در جهت تنظيم روابط ملت با دولت و ارتباط دولت با مردم، )تدوين قانون اساسى( به وجود آمدن ظرفيتهاى جديد در سياست داخلى و سياست خارجى. ولى نداشتن توانايى دولتهاى بعد از مشروطه در تامين منافع ملى ما، اما عليرغم پيروزى مشروطهخواهى و داستان غمانگير بيدارى ايرانيان، بازيگران سياست داخلى و خارجى ايران در عصر مشروطه به آرزوهاى ملت ايران نتوانستند جامه عمل بپوشانند.
در كنار مفاهيم يادشده چيزى كه ملت ايران تجربه كرد عدالتخواهى، مساوات طلبى، خواست و ارده ملت در تعيين سرنوشت خود و مبارزه با دشمنان و ... يكى ديگر از دستآوردهاى مشروطه بود كه به تعبيرى انقلاب اسلامى ايران نيز در مسير حركت مشروطهخواهى ايرانيان اتفاق افتاد. زيرا مشروطهخواهى ايرانيان به عنوان يك ذخيره تاريخى براى دستآوردهاى فراوان ملت ايران قلمداد مىشود. چه بسا بسيارى از زواياى مشروطه خواهى ايرانيان تا كنون مغفول مانده است.
|