|
تضعيف ايرانيت در سايه خلاء قانوني
سالار سيف الديني
فرهنگ نهادى است برخاسته از خاك و خون و مقوله ى مليت آگاهى فرد است به كيستى ِ ملى و ميزان وابستگى اش به ارزشهاى ميهنى و دينى ملت خود.آنچه كه امروز بزرگترين سرمايه معنوى ملت و جامعه ى بزرگ ايرانى به شمار مىرود، فرهنگ همه انسانى اين مردم است كه در طول سدهها و هزارهها به وجود آمده و به هزينه ى زندگى نسلها و خون شهداى تاريخ ايران پاسدارى شده است.
ايرانيان از اندك شمار ملت هايى هستند كه در درازاى تاريخ ويژگىهاى فرهنگى و تبارى خود را حفظ نموده و در برابر سيل تركتازىهاى بيگانگان و دشمنان ايران تسليم نشدهاند. بى شك هر توده و ملت ديگرى در جايگاه و پايگاه جغرافيايى ايرانيان مىبود در برابر انبوه يورشهاى بيگانه تا كنون از صحنه روزگار زدوده شده بودند.اگر ايرانيان توانستهاند در برابر همه ى اين ضربات تاكنون ايستادگى كنند به يقين در سايه ى فرهنگ خدايى ايران زمين بوده است.
نيروهاى بيگانه به ويژه قدرتهاى استعمارى و فرماسونرى در طى دويست سال گذشته هر چه در توان داشتهاند بر پيكر ايران خنجر زدند و تا جايى كه توانستند تلاش نمودند جغرافياى آن را كوچكتر نمايند و اين دسيسههاى شوم نيز جز در سايه ى همكارى دستگاه فرماسونرى در درون هيئتهاى حاكمه ى فاسد و مراكز استعمارى نمىتوانست صورت بگيرد. دشمنان اقتدار و نيرومندى ملت ايران همواره و در هر زمان با پنهان شدن زير نام فريباى دموكراسى و آزادى و حتى جهان وطنى، بيان طرحهاى خود را آسانتر كرده و از پشت، دشنه بر پيكره ى يكپارچه ى ايران بزرگ زدهاند.
بايد به اين مهم عنايت داشت كه با ورود به عصر سياست مدرن، امروزه ديگر مرزهاى كشور همچون گذشته به صورت مستقيم در خطر نيست بلكه در مرحله نخست، نوك پيكان دشمنى استعمار متوجه ايرانيت و ارزشهاى فرهنگ ايرانى مىباشد. ساخت فيلمها و سرمايه گذارى در پروژههاى طولانى مدّت ضد ايرانى، چاپ كتابهاى به اصطلاح تاريخى و ايجاد دشمنى و جدايى قومىميان تيرههاى ايرانى به وسيله عناصر گمراه و فاسد، همگى در همين چارچوب كلى قابل بررسى است. آنچه كه در پروژه آمريكايى ”طرح خاورميانه بزرگ“ اهميت دارد، زدودن آثار فرهنگ ايرانى در منطقه و ناتوان كردن ايران از درون مىباشد. جهت اين منظور نيز گروههاى سياسى و حتى برخى كشورهاى همسايه ايران )كه داراى خصومت تاريخى با ملت ما هستند( به عنوان اجرا كنندگان اين فاز از طرح خاورميانه، در خدمت منافع ايالات متحده قرار گرفتهاند.
اين نيروها به خوبى آگاهاند كه راز پيروزى و پايدارى ايران، در نيرومندى فرهنگ و اخلاق ايرانى نهفته است و تا زمانى كه اين منش زنده است ايرانى نيز پا بر جاست...
در سالهاى اخير شاهد آن بوديم كه نيروهايى از بيرون و سپس از درون در صدد هستند از طريق توهين به ارزشهاى ملى كشور همانند توهين به شهداى دفاع مقدس، زير پرسش بردن نابجاى زبان فارسى و تحريف نام تاريخى خليج فارس، تحريف تاريخ ايران با انگيزههاى قومىو فرقه اى و... به ايران زدايى در داخل كشور بپردازند و با ساخت فيلمهاى ضد ايرانى ديدگاهى منفى در جهان نسبت به ايران پديد آورند و از همه مهمتر با پيش بينى برنامه هايى جوانان كشور را از فرهنگ ملى بيزار و بسوى قبيله گرايى بكشانند... و افسوس كه بسيارى از اين اقدامات ضد ايرانى، ضد امنيت ملى و ضد امنيت فرهنگ ايرانى با مباشرت برخى ايرانى نماها صورت گرفته و مىگيرد.
ولى ما به خوبى آگاهيم كه هر چند همه اين جريانات، به ظاهر با مباشرت برخى از خائنين داخلى صورت گرفته، وليكن در پشت اين موارد )چاپ كتابها و نشريات و ... ( عوامل و عناصر بيرونى با اهدافى برنامه ريزى شده؛ نقش اصلى را ايفا مىنمودند.
اقدامات اين دسته از افراد به ظاهر ايرانى، رفتار فراماسون هايى چون هويدا )عامل جدايى بحرين( و ميرزا حسن خان ايلچى ) عاقد قرار داد ننگين گلستان( را به ياد مىآورد كه از درون و از ميان ملت و به بهانههاى آزادى خواهى و مصلحت انديشى چوب الحراج بر اين ملك زدند. با اين تفاوت كه پيشينيان پس از مهيا شدن زمينه از سوى استعمار گران وارد عمل مىشدند و اينان از طريق ”پيگيرى طرح فروپاشى فرهنگى از درون“ زمينه را براى نتيجه گيرى دشمنان در آينده فراهم مىكنند.
بديهى است هر ملتى همانگونه كه حق پدافند از خاك سرزمينى خود را دارا مىباشد حق دفاع و حمايت از فرهنگ سرزمين خود را نيز داراست.چگونه مىتوان پذيرفت ملت ايران حق دارد متجاوزين به خاك سرزمينى خود را مجازات كند و دولت از فعاليتهاى افراد مظنون به جاسوسى جلوگيرى نمايد، ولى دولت )به نمايندگى از ملت( از حق كيفر دادن به متجاوزان به زبان و نژاد و حقوق فرهنگى خود بى بهره باشد؟؟؟حال آنكه نيرومندترين ابزار ايرانيان براى حفظ هستى خويش همين فرهنگ ايرانى و ايرانيت است!چه فايده كه بتوانيم از خاك و ملت دفاع كنيم ولى لزوم دفاع از فرهنگ و اخلاقى كه همان مردم و جامعه را در طول هزاران سال پرورش داده و تا اينجا رسانيده ناديده گرفته شود؟! چه سود اگر اين مردم از محتوا تهى گردد!؟ چه فايده كه ايرانيت و فرهنگ ايرانى و زبان پارسى و تبار ايرانى به مفاهيمى بدل شوند بدون مصداق ؟!
پس هنگام آن رسيده كه ايرانيان با گنجاندن ماده يا موادى در قوانين كيفرى خود با مقدمين )متجاوزان( به ايرانيت و اسلاميت برخورد نمايند. در روزگارى كه دشمن طرح فروپاشى درونى ايران را پيگيرى مىكند، خلاء قوانينى كه به موجب نص صريح آن »هرگونه توهين و تحقير و كتمان هويت ايرانى و عناصر سازنده ى آن به قصد جدايى افكنى و ضربه زدن به هويت ملى«، بزه تلقى شود كاملا محسوس است. بدين معنى كه هر شهروند ايران را كه طى نوشتار و گفتار رسمى هويت ملى ايرانيان) ايرانيت( يا بخشى از مردم ايران را زير پرسش برده يا كتمان نموده باشد را بتوان از طريق مراجع قضايى تحت پيگرد قرار داد.)البته بايد يادآورى شود چه در گذشته و چه هم اكنون موادى در قانون مجازات عمومىو سپس قانون مجازات اسلامى و قانون مطبوعات وجود داشته و دارد كه به موجب آنها بتوان با افراد حقيقى و حقوقى كه موارد مورد نظر را نقض مىكنند برخورد نمود، وليكن به نظر مىرسد با وجود قانون يا مواد خاص قانونى در اين مورد، راه فرار سازمانها و افرادى كه به صورت تشكيلات و برنامه ريزى شده مبانى فرهنگ ملى جامعه را سخره ميگيرند، بسته خواهد شد.(
تحريف نام تاريخى خليج فارس، توهين به شهداى دفاع مقدس، توهين به هر كدام از اقوام ايرانى از طريق غير ايرانى قلمداد كردن آنان و نفى جايگاه و اهميت زبان ملى و... از اهم موضوعات و خط قرمز هايى است كه مىتواند مصاديق ”اقدام عليه ايرانيت“ را تشكيل دهد.
اگر تاكنون در قوانين موضوعه ى كشور ما چنين قوانينى پيش بينى نشده است، شايد به سبب عدم احساس خطر فرهنگى از ناحيه بيگانگان و دسيسههاى آنان بوده باشد.وليكن با جدى شدن مسائل هويت ملى و آشكار شدن سرمايه گذارىها و دست داشتن نهادهاى امنيتى برخى كشورها در تحريك عناصر بيگانه گرا و ضد ايرانى در داخل و خارج مرزها ، بايستى اقداماتى جدى و نه سطحى و گذرا از سوى مراجع قانونگذارى جهت مبارزه با اين طرحها پيش بينى گردد. پر كردن اين خلا قانونى بى شك امر حساسى است كه در درجه نخست نيازمند طرح در جامعه ى حقوقى كشور و بررسى دقيق از سوى حقوق دانان مىباشد. روزنامه نگاران و آگاهان جامعه نيز بايستى با كنكاش موضوعات نقاط ضعف آن را پر نمايند تا براى طرح در مراجع قانونگذارى آماده گردد.
بى شك پرورش دادن شهروندان و در نتيجه مسئولان و سياستمداران آرمانخواه از اهم وظايف يك جامعه و يك فرهنگ مىباشد ولى اين مهم ميسر نخواند شد جز زمانى كه فرهنگ و مدعيان آن بتوانند در بستر جامعه از موجوديت خود دفاع نمايند. دفاع از ارزشهاى يك جامعه ) كه مانند دفاع از شخصيت و موجوديت دراز مدت افراد است( ملازمه دارد با تعيين ميزان ارزش دهى آن جامعه به ارزشها و اين ميزان را نيز نمىتوان معين كرد و پاسدارى نمود مگر در سايه قوانين و جامعه اى قانون مدار. نبايد از خاطر فراموش كرد كه پدافند از فرهنگ و نژاد ملى تنها با شعار، همايش و كتاب و... قابل پاسداشت نيست. پيش بينى ضمانت اجراهاى قانونى محكمترين و كم هزينهترين و در عين حال ماناترين راه پاسداشت مليت و فرهنگ خوديست.
|