|
هويت ايراني در معرض هجوم بيگانگان
دكتر عارف محمدزاده
»هويت« هر ملت و كشورى، اصلىترين و نيرومندترين عامل نگهدارندهى آن ملت و كشور، در مقابل هجومهاى نظامى، فرهنگى و تبليغاتى ـ سياسى است.
برخلاف كشورهاى نوپيدا، كه »هويت ملى« آنها سابقهاى در تاريخ ندارد، ايران و هويت ايرانى، از سابقهاى چندين هزار ساله در تاريخ برخوردار است.
بعد از برپايى حكومت فراگير شيعى )حكومت وحدت ملى( در ايران به رهبرى شاه اسماعيل صفوى، هويت ملى ايرانىها منسجمتر شد و اين هويت، به عنوان منبعى قدرت بخش، ايرانيان را در حفظ تماميت ارضى و حكومت شيعى و فرهنگ ايرانى پايدارتر كرد. بىگمان دلبستگى به تشيع و ايران ـ كه هويت ملى ايرانىها بر اين دو عامل استوار است ـ چندان قدرتى به ايرانىها داده است كه رهبران باكفايت و لياقتمند ايران با تكيه بر همين عوامل، توانستهاند ايران و حكومت شيعه را طى قرنها از تجاوزات و گزند بيگانگان و قدرتهاى بزرگ حفظ كنند.
در جنگ چالدران، هيجده هزار سرباز شيعه ايران در مقابل دويست هزار سرباز عثمانى تا آخرين نفس جنگيدند... درجنگ روسيه با ايران نيز، پيروزيهاى ايرانىها مرهون انگيزهى ميهنى و مذهبى آنها بوده است، بخصوص در دور دوم جنگ كه با اعلام جهاد توسط علما، دهها هزار ايرانى به جبهه سرازير شدند و 17 ولايت قفقازى بخصوص اران/ جمهورى آذربايجان را از اشغال روسها آزاد كردند كه اين پيروزىها به علت بىكفايتى دربار ايران به شكست انجاميد...
از آن روى كه »هويت ملى« براى ملت ايران و البته هر ملتى از اهميت اساسى و حياتى برخوردار است، هرگاه كه ملت ايران احساس كردهاند، »هويت ملى« آنها با تهديد مواجه شده، به شدت واكنش نشان دادهاند. جنگى كه با حمايت آمريكا و توسط رژيم صدام بر ايران تحميل شد، اقدامى براى تجزيهى ايران و تخريب هويت ايرانى بود. در اين حال، ملت ايران به شدت واكنش نشان دادند كه سرازير شدن صدها هزار رزمنده از نقاط مختلف كشور به جبهههاى جنگ براى حفظ تماميت ارضى، جلوهاى از واكنش ملى براى حفظ هويت ايرانى بود.
طى ده سال گذشته، برنامهريزى، سرمايهگذارى و اقدامات گستردهاى از سوى آمريكا و متحدان غربى آن با همكارى برخى كشورهاى همسايهى ايران، براى »تخريب هويت ملى ايرانى« صورت گرفته است. اين اقدامات در سطح جهانى و نيز در داخل ايران پيگيرى مىشود. تحركاتى مانند استفاده از عبارت جعلى به جاى »خليج فارس« توسط مؤسسهى نشنال جئوگرافيك و توليد فيلم 300 توسط هاليوود و ... تنها بخشهايى آشكار از تلاش آمريكا براى تخريب هويت ايرانى است. اما يكى از مهمترين اقدامات آمريكا براى »تخريب هويت ملى ايرانى«، ايجاد گروههاى مختلف تجزيهطلب قومى)اپوزوسيون تجزيهطلب( يا تلاش براى ترويج قومگرايى درميان ملت ايران و تجزيهى فرهنگى اين ملت واحد است.
طى ده سال گذشته، گروهكها و تشكلهاى متعددى به نام اقوام ايرانى )بلوچها، عربها، آذرىها، تركمنها، كردها( با برنامهريزى و حمايت مالى ـ سياسى و تبليغاتى آمريكا ايجاد شدهاند. اين گروهكها به تناسب شرايط خود و محيط، از راهزنى و ترور گرفته تا شورش و اغتشاش خيابانى را مرتكب مىشوند، اما مهمترين كاركرد آنها براى آمريكا، مبارزه با »هويت ايرانى« است. به بيان روشن، جنگ هشت سالهىتحميلى آمريكا به ملت ايران، هدفى جز تخريب و نابودى هويت ايرانى نداشت. در جنگ هشت ساله، ابتدا مىخواستند ايران را تجزيه و تخريب كنند تا هويت ايرانى را از بين ببرند، ليكن بعد از ناكام ماندن در تخريب و تجزيهى كشور ايران، اكنون سالهاست كه مىخواهند، ابتدا »هويت ايرانى و ايرانيّت« را تخريب و تضعيف كنند تا به تبع آن، ايران نيز دچار تجزيه شود. بدين منظور، يكى از مهمترين وظايف تعريف شده براى گروهها و محافل ضدايرانى و قومىدر داخل و خارج از كشور، مبارزه با هويت ايرانى و تفكر ايرانىـ شيعى است.
بررسى مطبوعات، سايتها و وبلاگها و شبكههاى راديويى ـ تلويزيونى وابسته به بيگانگان و محافل تجزيهى قومىنشان مىدهد كه تلاش براى تخريب هويت ايرانى، مهمترين هدف بيگانگان و محافل و تشكلهاى وابسته به آنها مىباشد.
برخى از محورهاى كارى آنها براى تخريب و تضعيف هويت ايرانى چنين است:
1ـ تبليغ عليه ايدئولوژى شيعى كه مبناى دولت وحدت ملى ايران از عهد شاه اسماعيل صفوى است و جايگزين كردن ايدههاى قومىو لاييك به جاى آن.
2ـتلاش براى ايجاد حس نفرت و بدبينى بين اقوام ايرانى )گسست اقوام( و زمينهسازى براى اغتشاشات و شورشهاى قومى.
3ـ زير سؤال بردن تاريخ شكوهمند ايران با انتشار مقالات و كتابها توسط نويسندگان قلم بمزد.
4ـ تبليغات عليه زبان ملى )زبان فارسى( و تلاش براى ايجاد تقابل بين زبان ملى با زبانهاى محلى و قومى.
5ـ تبليغات عليه نمادهاى فرهنگ و هويت و تاريخ ايران مانند تخت جمشيد و شاهنامه فردوسى و ...
6ـ تحريف شخصيتهاى جهانى ايران مانند فردوسى، نظامىگنجوى، شهريار، شاه اسماعيل صفوى، مولوى و ...
7ـ تبليغ و نظريهپردازى براى »فدراليسم« به جاى حكومت مقتدر مركزى براى سست كردن وحدت ملى.
8 ـ احيا و ترويج فرقههاى ضالهى مذهبى مانند بهائيت، وهابيّت و ترويج خرافهگرايى.
به نظر مىرسد، مهمترين ضعف دستگاهها و مراجع مسوول و مراكز سياسى ـ فرهنگى تصميمگير در ايران، عدم درك عميق از اقدامات گستردهى دشمن براى تخريب بنيانهاى هويت ملى، و در نتيجه عدم مقابله صحيح با ماجرا مىباشد. بايستى اين نكته را دريافت كه پيروزى در جنگ هويت، و حفظ و تحكيم هويت ملى در هجوم گستردهى بيگانگان، بسيار پُراهميتتر از پيروزى در جنگ هشت ساله است، اما پيروزى در جنگ فرهنگى نيز دشوارتر از جنگ فيزيكى است، هم براى دشمن و هم براى ما. زيرا كه جنگ هويت، جنگى پيچيده، ظريف و طولانى است. اين جنگ در وسعت ذهنها و انديشهها اتفاق مىافتد و ابزار آن نه تفنگ و توپ، كه قلم و رسانه و خبر و شعر و داستان و هنر و مقولاتى از اين دست است. پيروزى در جنگ هويت، موفقيتهاى بزرگى را براى ملت ايران مىتواند در پى داشتهباشد كه يكى از اساسىترين اين موفقيتها، تثبيت موقعيت و جايگاه فرهنگى ايران )قدرت فرهنگى( در منطقه و جهان است.
جنگ هويت كه دشمن آغازگر آن است و اكنون به مثابهىتهديدى نيرومند تلقى مىشود، در صورت برنامهريزى كلان و بسيج نيروها و نخبگان، قلمداران و هنرمندان و نظريهپردازان براى مقابله با آن، مىتواند به فرصتى ارزشمند براى تعميق و گسترش هويت ايرانى تبديل شده و موجب بسط اين هويت شكوهمند و پيامهاى شيعى و آزاديخواهانه آن در منطقه بخصوص جهان تشيع و جهان اسلامگردد كه در اين صورت به تهديدى قدرتمند و زوال ناپذير عليه آغازگران جنگ هويت )آمريكا و ...( و عوامل آنها تبديل مىگردد.
|