LOGO - TARHENO ONLINE
TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
 

منوی اصلی سایت

RSS

آمار کلی بازدید ها

mod_vvisit_counterToday48
mod_vvisit_counterYesterday40
mod_vvisit_counterThis Week200
mod_vvisit_counterThis Month135
mod_vvisit_counterAll Visitors26455
   
تأثیر دفاع مقدس بر ادبیات تاریخی ایران چاپ ارسال به دوست
شماره : Administrator   
18 شهریور 1387 ساعت 05:09
 
تأثیر دفاع مقدس بر ادبیات تاریخی ایران
يعقوب توكلّي
تردیدی وجود ندارد که دو پدیده تقریباً هم‌زمان انقلاب اسلامی و دفاع طولانی‌مدت مردم ایران در دو جنگ داخلی و خارجی زمینه را برای ظهور ادبیات نوینی در تاریخ ایران فراهم آورد.
یکی از موضوعات مشکلی که در بحث تاریخ‌نگاری ایران معاصر بعد از انقلاب اسلامی وجود دارد، این واقعیت است که مرز تمییز بین تاریخ انقلاب و جنگ چندان از یکدیگر تفکیک‌پذیر نیست، با وجود این مقوله دفاع مقدس رویدادی متفاوت در تاریخ ایران بوده است و این واقعه گرانقدر تاریخی در قالب یک «نبرد دفاعی پیروز» تجلی کرده است و همان‌طورکه آورده‌ایم، نبرد دفاعی پیروز سبب ایجاد ادبیات حماسه‌ای و گسترش ادبیات مقاومت می‌شود؛ همچنان‌که پیروزی انقلاب اسلامی نیز در ایجاد این‌گونه از ادبیات مؤثر بوده است. به همین خاطر در اکثر مراکز تاریخ‌نگاری معاصر و نیز بسیاری از محققان و نویسندگان معاصر نیز در میانۀ دو تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در حال دوران هستند و علت را آن می‌دانند که بین انقلاب و دفاع مقدس چندان مرز تفکیک‌پذیری قایل نیستند و در اکثر مراکز تاریخ‌نگاری نیز همیشه در کنار ادبیات دفاع مقدس، ادبیات انقلاب مطرح بوده است. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی و هنر مقاومت حوزۀ هنری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران و بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس با دو رویکرد انقلاب و دفاع مقدس، مراکز جدی مورد توجه در تقریب بین ادبیات دفاع مقدس و انقلاب اسلامی هستند و از این مهم‌تر نویسندگان گوناگون و فراوانی هستند که هنوز نتوانسته‌اند خود را در یکسوسازی جهت تحقیقی خویش قانع سازند؛ چراکه قانع ساختن خود به تفکیک این دو حوزه بسیار مهم و با‌وجود پیوستگی‌های بسیار، صعب و تقریباً بعید است؛ زیرا بستری که بر آن ادبیات انقلاب رشد کرد عیناً همان بستر نظری و اجتماعی است که در آن ادبیات دفاع مقدس روییده است.
بااین‌حال پاره‌ای فاصله‌های جدی میان ادبیات انقلاب و ادبیات دفاع مقدس وجود دارد که می‌تواند هر کدام از این ادبیات را از یکدیگر جدا سازد، اما حد وسط در حداکثر پیوستگی‌ و همبستگی ذهنی نظری، پژوهشی و نگارشی است.
تردیدی نیست که دفاع مقدس مردم مسلمان ایران توانست یکی از پدیده‌های شگرف عصر حاضر را رقم زند و همین امر با توجه به ماهیت «جنگ دفاعی پیروز» بودن آن بر فرایند ادبیات تاریخی تأثیر عمیقی گذاشته است.
ادبیات تاریخی شکل گرفته در بعد از دفاع مقدس شامل اشکال ذیل است: 1ــ ادبیات تاریخی پژوهشی و تحلیلی؛ 2ــ ادبیات تاریخی اسنادی؛ 3ــ ادبیات تاریخی داستانی؛ 4ــ ادبیات تاریخی نقلی.
 
ادبیات تاریخی پژوهشی و تحلیلی:
ادبیات پژوهشی و تحلیلی به ادبیاتی گفته می‌شود که به دنبال پاسخگویی به چرایی و چگونگی وقایع حادث‌شده در دفاع مقدس است و تجزیه و تحلیل علّی و معلولی حوادث را مدنظر دارد و در ساختار مباحث خویش، علل شکل‌گیری حوادث را بیان می‌کند. اساس این ادبیات، که در مراکز دانشگاهی به عنوان آثار علمی شناخته می‌شود، ارائه فرضیه و اثبات آن براساس داده‌های نظری و عینی موجود است.
در ادبیات پژوهشی، نمونه‌های بسیاری به منصه پژوهش درآمد که مرکز تحقیقات جنگ گسترده‌ترین شکل آن را سامان داد. در این حوزه، آثار پژوهشی متعددی به انتشار درآمد که از آن میان می‌توان به کتاب «از خونین‌شهر تا خرمشهر»[1] اشاره کرد. بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس نیز در این حوزه فعالیت‌های بسیاری انجام داده است. دیگر مؤسسات پژوهشی و اشخاص حقیقی نیز در حوزه یادشده فعال بوده‌اند. «جغرافیای دفاع مقدس»[2] «ریشه‌های تاریخی اختلافات ایران و عراق»،[3] «تحلیلی بر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران»،[4] «تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی»،[5] و «تجاوز عراق به ایران و موضع‌گیری‌های سازمان ملل»[6] از جمله این آثار است. همچنین آثار دایره‌المعارفی پژوهشی نیز توسط بنیاد حفظ آثار تهیه و چاپ شده است دایره‌المعارف جغرافیا،[7] دایره‌المعارف حقوقی (در حال چاپ)، و دایره‌المعارف شهدا از این دسته هستند.
 
ادبیات تاریخی اسنادی:
در کنار ادبیات پژوهشی، ادبیات تاریخی اسنادی ادبیات بسیار در خور توجهی می‌باشند. ادبیات تاریخی اسنادی به ادبیاتی گفته می‌شود که در آن عمده مباحث براساس اسناد سامان می‌یابد و سند در آن حرف اول را می‌زند. بنابراین نویسنده در این حوزه چندان در قید فرضیه و نظریه نیست، بلکه درصدد است با ارائه سند، مسأله جدیدی را روشن‌تر نماید، یا ذهنیتی را که از گذشته وجود داشت تصحیح نماید، تغییر دهد، یا بر آن تأکید نماید. با اینکه در این دسته از ادبیات هنوز در آغاز راه هستیم، جریان انتشار اسناد درخصوص دفاع مقدس در حال شکل‌گیری است.
کتاب «خرمشهر در اسارت»،[8] جمله آثاری است که از اسناد برجای‌مانده در خرمشهر نوشته شده است. «اسناد افتخار» مجموعه نامه‌های مبادله‌شده فیمابین رئیس‌جمهور وقت ایران، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، و صدام حسین، رئیس‌جمهور متجاوز عراق، درخصوص مذاکرات صلح می‌باشد.
در حال حاضر هنوز سازمان‌ها و مؤسسات در این خصوص تردیدهای اساسی دارند و زمان را برای انتشار اسناد مناسب نمی‌بینند، و چنانچه کتاب‌های اسنادی در پاره‌ای از مؤسسات منتشر می‌شود، با نهایت احتیاط تاریخی و نظامی همراه می‌باشد.
 
ادبیات تاریخی داستانی:
یکی دیگر از وجوه ادبیات تاریخی معاصر، ادبیات داستانی آن می‌باشد. این ادبیات، که از پیشگامی جدی‌تری برخوردار است، در اشکال مختلف در حوزه‌های دفاع مقدس و شهادت نگارش یافته و مجموعه‌ای گسترده از ذهنیت تاریخی معاصر ایران درخصوص تاریخ دفاع مقدس را ادبیات شکل داده است.
ادبیات تاریخی داستانی به ادبیاتی گفته می‌شود که ذهنیت تاریخی براساس فرآیند داستانی شکل می‌گیرد و در این ادبیات، نویسنده فارغ از چارچوب‌ها و مضیقه‌های ادبیات تاریخی درخصوص استناد، منابع، فرضیه و نظریه، چه در سطح تحلیل و چه در سطح نقل، با استفاده از فرایند داستان‌نویسی، دیدگاه و منظر تاریخی را پردازش می‌کند. در چنین فرآیندی، آزادی عمل نویسنده در پردازش داستان و بهره‌گیری از واژه‌ها، به انتقال سریع‌تر مفاهیم منتهی می‌شود.
با وجود تأثیرگذاری بسیار زیاد ادبیات داستانی، به دلیل فرآیند داستان‌نویسی و فقدان ضرورت استناد و واقعی بودن حوادث، قضایا و شخصیت‌ها، نمی‌توان به آن استناد تاریخی نمود، اما برای انتقال احساس همبستگی و هویت ملّی و فداکاری در عرصه دفاع مقدس بسیار در خور ارزش و اعتبار است.
 
ادبیات تاریخی نقلی:
در ادبیات تاریخی نقلی در ایران معاصر پیوستگی شدیدی میان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس وجود دارد. در این میان چندین شکل اساسی از تاریخ نقلی در ایران شکل گرفته است. بازشناسی تاریخ نقلی در ویژگی و ساختار آن است. تاریخ نقلی یکی از شیوه‌های معمول‌ و پذیرفتۀ نقل و انتقال مفاهیم مربوط به حوادث و وقایع است و در چند شکل عمومی متصور است که از آن می‌توان به چهار مورد ذیل اشاره کرد: 1ــ تاریخ نقلی گزارش‌نویسی؛ 2ــ تاریخ نقلی روزشمار؛ 3ــ تاریخ نقلی شخصیت‌شناسی؛ 4ــ ادبیات خاطره‌ای.
1ــ تاریخ نقلی گزارش‌نویسی: در میان منابع و آثار منتشرشده، تعداد بسیاری از آن‌ها به شکل گزارش‌نویسی وقایع تحریر یافته است. در آثار و منابع قدما می‌توان به تاریخ طبری و تاریخ یعقوبی اشاره کرد، البته متون مفصل و با گذشت قرون متمادی از وقوع حوادث شکل گرفته‌اند و بعضاً موضوعی نیز تقسیم شده‌اند، مثلاً « المغازی» واقدی و وقعه‌الصفین «نصر بن مزاحم کوفی» یا مقاتل مختلف درباره حوادث نظامی از نمونه‌های تاریخ نقلی گزارش‌نویسی است. آثار و منابعی که درخصوص دفاع مقدس نوشته شده‌اند؛ نظیر «تاریخ دفاع مقدس»،[9]گزارش عملیات‌های دفاع مقدس»، فتح فاو،[10]عملیات بیت‌المقدس، عملیات فتح‌المبین، «نبردهای شرق کارون»[11] ... ، آثاری هستند که درخصوص حوادث جنگ به صورت گزارش‌نویسی به نگارش درآمده‌اند.
2ــ تاریخ نقلی روزشمار: یکی دیگر از شیوه‌های تاریخ نقلی، تاریخ نوشت براساس وقایع روزانه است. این شیوه طی سال‌های اخیر بیشتر شکل گرفته است و البته نمونه تاریخی آن را می‌توان در یادداشت‌های روزانه اعتمادالسلطنه و سفرنامه‌های مختلف دید. در دوره معاصر جنگ تحمیلی، می‌توان به کتاب «روزشمار جنگ تحمیلی» نوشته مرکز تحقیقات جنگ به عنوان نمونه بارز آن اشاره کرد که در مجموعه‌ای از آثار مختلف و با تنوع و حجم گسترده تهیه و چاپ شده است. این آثار در نوع خود از آثار کم‌نظیر روزشمار به شمار می‌رود. ممکن است گستردگی این نوع آثار سبب کاهش توزیع آن‌ها شود و قدرت دسترسی و خرید را کاهش دهد، اما یکی از منابع مناسب برای پژوهش و نگارش در این زمینه می‌باشد که محصول سالیان طولانی پژوهش تاریخی در حوزه تاریخ دفاع مقدس است.
3ــ تاریخ نقلی شخصیت‌شناسی: یکی دیگر از شیوه‌های تاریخ نقلی، شخصیت‌شناسی دفاع مقدس است. ویژگی این آثار تمرکز بر زندگی شخصیت مدنظر در نگارش است. این شیوه به عنوان ترجمه‌نویسی و تراجم‌الرجال مشهور است و در تاریخ آثار و منابع بسیاری را می‌توان جستجو کرد که با این اسلوب نگاشته شده است. اسدالفابه اثری با نگرش اموی، و «اعیان الشیعه»[12] تاریخی مبسوط از شخصیت‌های شیعی، از نمونه‌های در خور این سبک هستند، ضمن اینکه تک‌نگاری‌ها راجع به شخصیت‌ها در طی تاریخ نگارش متون تاریخی همیشه مدنظر بوده است.
آثار مختلفی درباره شهیدان دفاع مقدس در ایران به چاپ رسیده است که این آثار ترکیبی متفاوت از داستان، خاطره،‌ پژوهش و اسناد را در بر دارد. شخصیت‌شناسی و معرفی نحوه زندگی شهدای این جنگ از جمله حوزه‌های بسیار جدی برجای‌مانده از «دفاع پیروز ملّت ایران» می‌باشد که آثار بی‌شماری را به دنبال داشته است: از جمله «فرهنگنامه جاودانه‌های تاریخ»[13] ویژه هفت استان آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، مازندران، گیلان و گلستان، از صاحب این قلم، درباره فرماندهان شهید استان‌های یادشده، «ستاره بدر»،[14] «مجموعه آثار کنگره شهدای کرمان و سیستان و بلوچستان، آذربایجان و اصفهان و تهران». آثار مختلف بنیاد شهید انقلاب اسلامی و بنیاد حفظ آثار و مرکز اسناد انقلاب اسلامی و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی دراین‌باره فراوان است. با این حال به نظر می‌رسد زمینه‌های توزیعی بسیاری وجود دارد که هنوز به آن‌ها توجه نشده است. به طور نمونه مجموعه هفت جلدی درباره فرماندهان شهيد هفت استان صاحب این قلم را که بنیاد شهید انقلاب اسلامی به چاپ رسانده، تاکنون حتی به بسیاری از بنیاد شهیدهای شهرستان‌های استان‌های یادشده نرسیده است و خانواده‌های شهدا نیز، به‌‌رغم همکاری گسترده‌شان، هنوز از این آثار اطلاع ندارند. به همین صورت آثار دیگر عزیزان نویسنده نیز ممکن است در سطح شهر تهران باقی بماند و توزیع‌شان، منتشر و البته نایاب گردد.
4ــ ادبیات خاطره‌ای: یکی دیگر از وجوه بسیار مهم انقلاب و دفاع مقدس در حوزه تاریخ نقلی ادبیات خاطره‌ای است.
ادبیات خاطره‌ای به چند گونه اساسی تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: 1ــ ادبیات خاطره‌ای یادداشت روزانه؛ 2ــ ادبیات خاطره‌ای نوشتاری؛ 3ــ ادبیات خاطره‌ای شفاهی.
1ــ 4ــ ادبیات خاطره‌ای یادداشت روزانه: در ادبیات خاطره‌ای یادداشت روزانه، نویسنده به روز حوادث واقع شده پیرامون خود را می‌نویسد و این یادداشت‌های روزانه معمولاً بدون توجه به حوادث آینده و تفسیر نقش‌ها نوشته می‌شود و نویسنده، هرچند که به ثبت نقش خویش در تاریخ‌نگاری توجه نماید، به صورت‌های مختلف خود را بروز خواهد داد. و واقعیت‌های بسیار را گویا خواهد شد.
در ادبیات تاریخی انقلاب اسلامی، «یادداشت‌های امیراسداله علم» یکی از این منابع مهم است و در ادبیات مقارن جنگ و انقلاب، «یادداشت‌های روزانه آقای هاشمی رفسنجانی» در این خصوص بسیار در خور توجه است. از اولین آثار یادداشت روزانه منتشرشده درباره دوران دفاع مقدس می‌توان به «یادداشت‌های سوسنگرد»[15] شهید رضا صادق‌زاده و همچنین «حرمان هور»[16] یادداشت‌های شهید احمدرضا احدی توجه کرد.
2ــ 4ــ ادبیات خاطره‌ای نوشتاری: ادبیات خاطره‌ای نوشتاری عمدتاً شامل ادبیاتی می‌شود که نویسنده، پس از وقوع حوادث و تغییر نقش‌های سیاسی و اجتماعی، نقش خود را در حوادث بیان می‌کند.
گاهی بخشی از حافظه تاریخی نویسنده و خاطره‌پرداز به صورت خاطرات بیان می‌شود. خاطره‌‌نوشته از تاریخ هم‌عصر آن زمان نیز جدا نیست و نویسنده با نگارش آن می‌خواهد خود را با ارزش‌های زمانه جدید خویش هماهنگ سازد. «امیدها و ناامیدی‌های» کریم سنجابی، «پس از سقوط» احمدعلی مسعود انصاری نمونه‌هایی از این دست می‌باشد.
3ــ 4ــ ادبیات خاطره‌ای شفاهی: به آن دسته از خاطراتی گفته می‌شود که خاطره‌گو زبان دارد، اما توان یا امکان نوشتن ندارد، ازاین‌رو به صورت شفاهی حوادث را توضیح می‌دهد، و سند آن، نوار گفت‌وگو است که مؤسسات تاریخ شفاهی یا مصاحبه‌گر آن را به صورت نوشتاری درمی‌آورند و برای چاپ آماده می‌سازند. ادبیات خاطره‌ای شفاهی به چند نوع تقسیم می‌شود که عبارت‌ است از:
الف‌) خاطره شفاهی خام، که عبارت‌ است از خاطراتی که مصاحبه‌گر بدون هرگونه ویرایشی آن را به چاپ می‌رساند و با اغلاط و ابهامات بسیار همراه است؛ نظیر مجموعه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد و مجموعه منتشرشده توسط آن دانشگاه.
ب‌) خاطره‌ شفاهی ویرایشی. در خاطره شفاهی ویرایشی، نویسنده خاطرات شفاهی را ویرایش می‌کند و ادبیات آن را برای خواندن مهیا می‌سازد. «خاطرات سپهبد شهید علی صیاد شیرازی»،[17] «جاده‌های سربی»،[18] یا «اسرای جنگی به روایت خاطره»،[19] نمونه‌‌هایی از این نوع خاطره‌هاست.
ج‌) خاطرات شفاهی تدوینی، که به خاطراتی گفته می‌شود که نویسنده در آن، به دلیل پراکنده‌گویی خاطره‌گو، و بهبود ساختار خاطرات، مطالب خاطره را به شکلی متفاوت از فرایند خاطره‌گویی و اغلب با هدف تسهیل در خواندن و ایجاد کشش در متن تدوین می‌کند. در این میان، خاطرات سرهنگ شهبازی، تحت عنوان «شب‌های بی‌مهتاب»[20] از این دسته از آثار حوزه دفاع مقدس است.
د) خاطرات شفاهی تلفیقی. در این نوع خاطره، نویسندگان و مصاحبه‌گران خاطرات متعدد افراد را براساس تقسیم‌بندی موردنظر خویش تلفیق می‌کنند تا موضوع موردنظر آن‌ها به دست آید. کتاب «فرمانده من» دفتر ادبیات و هنر مقاومت مجموعه‌ای از خاطرات متفرق افراد درباره فرماندهان دفاع مقدس بوده است. هر چند این اثر شکل ادبیات خاطره شفاهی را به طور جدی و معمول ندارد، اولین نمونه از ادبیات خاطره‌ای تلفیقی می‌باشد.
«نبردهای شرق کارون، از منظر فرماندهان» منتشر شده زیر نظر مرکز تحقیقات جنگ اثر مهم دیگری است که در حوزه ادبیات خاطره شفاهی تلفیقی قرار می‌گیرد. نمونه جالب دیگر از این آثار، کتاب «دسته یک»[21] است که نویسنده در آن اعضای یک دسته را یافته و با تک‌تک به مصاحبه نشسته است. البته ادبیات شفاهی تلفیقی در زندگی‌نامه بسیاری از شهدا نیز به کار گرفته شده است. در آثار مختلفی نظیر «زندگی‌نامه شهید باکری»، «فرهنگ‌نامه جاودانه‌های تاریخ» و ... ادبیات خاطره‌ای شفاهی تلفیقی به طور گسترده به کار گرفته شده است، اما ازآنجایی‌که به صورت زندگی‌نامه منتشر می‌گردند کمتر به عنوان ادبیات خاطره‌ای باز تعریف می‌شوند.
نگارنده در تقسیم‌بندی ادبیات تلفیقی دو سبک قائل است که هر دو شیوه و سبک در ایران کاربرد دارد 1ــ ادبیات خاطره شفاهی تلفیقی مبتنی بر خاطرات، که در این سبک عموماً از خاطرات شفاهی افراد برای روشن شدن وقایع و مطالب بهره گرفته می‌شود؛ 2ــ ادبیات خاطره شفاهی تلفیقی مبتنی بر ترکیب با اسناد، که در این شیوه، خاطره شفاهی افراد مختلف در کنار اسناد بازتعریف می‌شوند؛ شیوه‌ای که در «فرهنگ‌نامه جاودانه‌های تاریخ» به کار رفته و در واقع مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها با اسناد تلفیق شده است. این اسناد، گزارش‌های رسمی سپاه پاسداران، پرونده کارگزینی شهدا، وصیت‌نامه‌ها و دست‌نوشته‌ها و سایر اطلاعات آماری معتبر و حتی در نهایت، گزارش شهادت، شناسنامه و بعضی از تصاویر مربوط به آن‌ها را شامل می‌شود؛ امری که آقای اصغر کاظمی در کتاب «دسته یک» به خوبی از آن بهره گرفته است.
 
مخلص کلام
«نبرد دفاعی پیروز» و دفاع مقدس مردم ایران توانست موج گسترده‌ای از ادبیات تاریخی تحقیقی اسنادی، و داستانی نقلی را به میدان آورد که در این میانه نقش ادبیات خاطره شفاهی به مراتب گسترده‌تر و عمیق‌تر است و با وجود آنکه هنوز همه فعالیت‌های مربوط به این حوزه به صورت آثار مکتوب درنیامده‌اند، ادبیات خاطره شفاهی در حال تبدیل شدن به وجه غالب ادبیات دفاع مقدس است که باید با دقت و هوشمندی و آسیب‌شناسی این دوره بسیار مهم تاریخی، تاریخ‌نگاری دفاع مقدس را با موفقیت تدوین کرد و گنج جنگ را به فرآوری بسیار مهم در عرصه انتقال ارزش‌های اسلامی و انقلابی تبدیل کرد.
پي‌نوشت‌‌ها: ــــــــــــــــــــــــ
از خونين شهر تا خرمشهر، مركز تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
محسن صفري، جغرافياي دفاع مقدس، دفتر ادبيات و هنر تعاون، 1374.
منوچهر پارسادوست، ريشه‌هاي تاريخي اختلافات ايران و عراق، شركت سهامي انتشار، 1369.
تحليل بر جنگ تحميلي عراق عليه ايران، دفتر مطالعات وزارت امور خارجه، تهران.
علي اكبر ولايتي ، تاريخ سياسي جنگ تحميلي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1376.
نسرين مصفا، تجاوز عراق به ايران و موضع‌گيريهاي سازمان ملل متحد، مركز مطالعات عالي بين‌المللي، دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران.
پوراحمدي ، دايره المعارف جغرافيا، بنياد حفظ آثار ، تهران ، 1386.
اصغر كاظمي، خرمشهر در اسارت، دفتر ادبيات هنر مقاومت، 1375.
اسماعيل منصوري لاريجاني، تاريخ دفاع مقدس، تهران.
فتح فاو، مركز تحقيقات جنگ سپاه پاسداران، تهران.
بني‌لوحي، نبردهاي شرق كارون به روايت فرماندهان مركز تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تهران، 1379.
علامه سيدمحسن امين عاملي، بيروت.
يعقوب توكلي، فرهنگنامه جاودانه‌هاي تاريخ، نشر شاهد، 1380.
جلال محمدي، ستاره بدر، زندگي‌نامه شهيد علي تجلايي، ستاد كنگره سرداران شهيد استان آذربايجان.
غلامرضا صادق‌زاده، يادداشت‌هاي سوسنگرد، 1362.
احمدرضا احدي، حرمان هور، به كوشش عليرضا كمري، دفتر ادبيات هنر مقاومت، 1374.
محسن مومني، خاطرات سپهبد شهيد علي صياد شيرازي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1380.
احمد سوداگر جاده‌هاي سربي، نشر صرير، تهران ، 1383.
مرتضي سرهنگي ، اسراي جنگ تحميلي به روايت خاطره، دفتر ادبيات هنر مقاومت، 1372
سرهنگ شهاب الدين شهبازي، شب‌هاي بي‌مهتاب، به كوشش محسن كاظمي، دفتر ادبيات هنر مقاومت، 1382.
اصغر كاظمي ، دسته يك ، دفتر ادبيات هنر مقاومت ، 1381.
 
نشود زمزمة‌ خون شهيدان خاموش ...
ورقي از زندگي شهيد عبدالله آزادي
عبدالله به سال 1340 متولد شد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و در عين تازه جواني، از اولين كساني بود كه در تشكيل كميته‌ها فعاليت داشت و در ماموريتهاي سخت شركت مي‌كرد و در مبارزه با عناصر « حزب خلق مسلمان» و گروهكهاي ضدانقلاب و كمونيست پيشتاز بود.
بعد وارد كميته مركزي تبريز شد و فعاليتش را در آنجا شروع كرد و بعد به گروه ضربت مبارزه با مواد مخدر كه به سرپرستي مرحوم آيت‌الله خلخالي فعاليت مي‌كردند پيوست و به خاطر انجام ماموريتهاي سخت و دشوار، حضور او مورد استقبال قرار گرفت. بعد از شروع جنگ، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوست.
از اينكه وارد سپاه شده خيلي خوشحال بود، زيرا به آرزوي ديرينه‌اش رسيده بود و به درخواست خودش عازم جبهه جنوب مي‌شود، و بعد از اتمام دورة مأموريت به تبريز باز مي‌گردد ... چند هفته‌اي از ازدواجشان نگذشته بود كه بار ديگر به درخواست خودش عازم جبهه جنوب و منطقة سوسنگرد و بستان مي‌شود و افتخار شركت در عمليات طريق‌القدس و فتح بستان را پيدا مي‌كند و در اين حمله بود كه از ناحيه پاها و زانوها به واسطه اصابت شش تركش خمپاره مجروح مي‌شود. و گوشش از صداي انفجار ناراحتي پيدا مي‌كند و او را بعد از ساعتها خونريزي به بيمارستان منتقل مي‌كنند و بعد از جلوگيري از خونريزي و انجام كمكهاي اوليه و عكسبرداري ، پزشكان مي‌گويند چون تركشها ما بين كاسه زانو و ساق پا قرار گرفته و بعضي از تركشها نيز كوچك هستند اگر عمل جراحي انجام شود، احتمال خطر بيشتر است. و به همين خاطر عمل نمي‌كنند و دوا و استراحت مي‌نويسد و با چوب بغل عازم تبريز مي‌كنند و او در تبريز مشغول استراحت و مداوا مي‌شود. بعد از مدتي مقداري حالش خوب شده بود، ولي هنوز استراحتش تمام نشده بود، با اين حال به سپاه مي‌رفت و كارهائي را كه مي‌توانست انجام مي‌داد. بعد از اينكه حالش خوب شد و چوب بغلها را زمين گذاشت با درخواست خودش و با اصرار زياد خواست تا او را به جبهه اعزام بكنند. از سپاه مي‌گفتند كه تو ضعيفي و هنوز تركشها در پاهايت است. ولي او مي‌گفت، من بايد بروم. تا اينكه او با صد نفر بسيجي و به عنوان فرمانده آنها عازم جبهه كردستان و مهاباد مي‌شود و بعد از يكي دو بار كه براي بردن وسايل براي برادران بسيجي به تبريز مي‌آيد، بالاخره در روز 22/3/61 وقتي با 5 نفر از رزمندگان از پايگاهشان در مهاباد خارج مي‌شوند، از همه طرف مورد هجوم عناصر ضدانقلاب و وابسته به بيگانگان (حزب دموكرات) واقع مي‌شوند و يك نفر از برادران بسيجي زخمي مي‌شود و عبداله به بقيه برادران مي‌گويد؛ برگرديد به پايگاه و من هم زخمي را بياورم. و خودش سراغ زخمي مي‌رود در اين موقع ضدانقلابي جغد صفت و به طور نامردانه از پشت سر و از داخل خانه‌اي، از ناحيه سر عبدالله را مورد هدف قرار مي‌دهد و او را زخمي مي‌كند. عبدالله با اين حال كه از ناحيه حساسي تير خورده بود باز مقاومت مي‌كند. در اين موقع برادرهاي پاسدار حمله مي‌كنند و عده‌اي از ضدانقلابيون و مخصوصاً ضارب عبدالله را مي‌كشند و عده‌اي را دستگير مي‌كنند و عبدالله را به بيمارستان منتقل مي‌كنند، ولي چون حالش خيلي وخيم بود، او به بيمارستان امام خميني تبريز منتقل مي‌شود و در سحرگاه روز يكشنبه 23 خرداد ماه سال 1361 به لقاءالله مي‌پيوندد.
مادر شهيد عبدالله آزادي در مورد فرزندش چنين مي‌گويد:
عبدا... در دوران پيروزي انقلاب فعاليت داشت. وقتي از دوستانش شهيد مي‌شدند، مي‌گفت پس چرا من شهيد نمي‌شوم. در خانه دو دست لباس داشت كه يك دست آن را به جنگ زدگان اهدا كرد.
مي‌گفت: مادرم اگر من شهيد شدم، براي من گريه نكن. وقتي به خانه مي‌آمد، در آن طرف حياط يك اطاق داشتيم كه هر وقت نگاه مي‌كردم مي‌ديدم آنجا راز و نياز مي‌كند و بخصوص در شبها. اصلاً خدا او را دوست داشت و او هم خدا را كه به خدا هم ملحق شد. و با اين شهادت خود مرا رو سفيد كرد.
من طبق قولي كه به او داده بودم، در تشيع جنازه و تدفينش اصلاً گريه نكردم و گفتم گريه نمي‌كنم تا دشمنانت شاد شوند.
در سپاه فعاليت زيادي داشت. يك روز، موقعي كه نفت كمياب بود و مردم براي گرفتن نفت صف مي‌بستند، من در صف نفت ايستاده بودم، او مرا در صف ديد، از راهپيمايي مي‌آمد، گفت: مادر براي چه اينجا ايستاده‌اي؟ گفتم، ايستاده‌ام تا نفت بگيرم. آمد و كالن‌ها را برداشت و برد بالاي دستش و فرياد زد كه آقاي نفتچي! به حق حضرت عباس به آنهايي نفت بده كه نفت در خانه ندارند. ما در خانه يك بشكه نفت داريم، ولي مادرم آمده و مي‌خواهد نفت بگيرد، الان من مي‌روم بشكه نفت را مي‌آورم اينجا، تا بين همه تقسيم كنم، تا آن موقع مادرم اينجا بايستد نفت بگيرد، همه نگاه مي‌كردند مردها آمدند و گفتند؛ آقاي آزادي! مادرت بيچاره است، چندين مرتبه از صبح آمده در اين هواي سرد به صف تا نوبتش برسد. گفت؛ اصلاً اجازه نمي‌دهم، در حياطمان يك بشكه نفت داريم. بالاخره يك پيرمرد ريش سفيدي در محله بود كه آمد و گفت آقاي آزادي! گالن‌ها را بده به من. گالن‌ها را داد به او و او رفت آنها را پر كرد و آورد و عبدالله گفت، فقط به خاطر ريش سفيد شما احترام قائل هستم، ولي از اين به بعد بشنوم يا ببينم برادرم يا مادرم با وجود اينكه نفت داشته باشيم، چنين كاري مي‌كنند مي‌دانم چه كار كنم.
در قضيه دانشگاه تبريز يكي از كمونيست‌هاي معروف از تهران آمده بود براي سخنراني و مي‌خواست وارد دانشگاه شود مردم زيادي جمع شده بودند ماشين وارد حياط دانشگاه شد و ايشان رفت جلو و در را باز كرد اين فرد يك پايش داخل ماشين بود و پاي ديگرش را گذاشته بود بيرون تا پياده شود. عبدالله نگذاشت او وارد محيط دانشگاه شود و آن كمونيست مجبور شد بدون سخنراني در دانشگاه به تهران بازگردد!
هر چه داشت احسان مي‌كرد. از سپاه 2200 تومان حقوق مي‌گرفت و 500 تومان آن را برمي‌داشت و مي‌گفت، مادر پاشو برويم بقيه‌اش را انفاق كنيم آن هم در شب، مي‌گفتم، پسرم بگذار صبح مي‌بريم. مي‌گفت؛ تا صبح شيطان به سراغم مي‌آيد و مي‌گويد پولها را نگهدار تا ازدواج كني! و بالاخره شب مي‌رفتيم پولها را بين فقرا تقسيم مي‌كرد، مقداري هم براي پدرش ميوه و دارو مي‌خريد و بعد از تمام شدن مي‌گفت؛ مادرم! خدا از تو راضي باشد خيلي راحت شدم و امشب به طور آسوده مي‌توانم بخوابم.
در جبهه زخمي شده بود و پايش تركش خورده بود بعد از پانسمان رفته بود بجنگد، دكترها گفته بودند، صبر كن پايت درست بشود، ولي كار خود را انجام داده بود.
پسرم را در مهاباد منافقين و مزدوران بيگانگان به شهادت رساندند. دوستانش تعريف مي‌كردند: در روز شهادت مي‌رود حمام، وقتي مي‌آيد به دوستانش مي‌گويد؛ من غسل شهادت كردم شما هم برويد غسل كنيد. در اين حين صداي گلوله مي‌آيد و اسلحه را برداشته مي‌رود بيرون، مي‌بيند يكي از دوستانش آقاي رضي‌زاده زخمي شده، عبدالله سنگر گرفته و به دوستانش مي‌گويد كه شما با من كاري نداشته باشيد فقط براي من مهمات بياوريد. روز جمعه بود در حين درگيري با منافقين از پشت سر عبدالله را نشانه مي‌روند...
 
< بعد   قبل >
   

آخرین اخبار سایت

 
TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
 
  Advertisement
 
TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
   
TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE