جمشيد كيانفر
يكى از مظاهر تمدن بشرى كتاب و كتابخانه است. در سرزمين ايران نيز در تمامىدورانهاى تاريخى كتاب از احترام ويژهاى برخوردار بوده و ارزش والائى داشته است.
”ابن نديم“ در فهرست معروف خود از دو كتابخانه عصر ساسانى نام مىبرد: يكى كتابخانه اى كه اردشير و پسرش شاهپور اول جمع آورى كرده بودند و ديگرى كتابخانه اى در گندى شاپور كه براى دانشگاه آن شهر تاسيس شده بود.
در دوره اسلامىو در عصر حكومت هريك از سلسلههاى حاكم بر ايران به نام كتابخانههاى بسيارى بر مىخوريم كه متعلق به سلاطين يا وزراى دانشمند و دانش پرور آنان بود. از آن جملهاند كتابخانه عضد الدوله ديلمى در شيراز، نوح بن منصور در بخارا، صاحب بن عباد در رى و كتابخانههاى نظاميه در بغداد و نيشابور و... كه دانشمندانى چون ابن سيناـ مسعود سعد سلمانـ بهزاد و... در بخشى از عمر خود عهده دار سمت كتابدارى آن گنجينهها بودند.
كتابخانههاى ايران را از بدو تاسيس تا عهد مشروطيت مىتوان به چهار دسته تقسيم كرد.
1ـ كتابخانههاى پادشاهان و سلاطين.
2ـ كتابخانههاى شاهزادگان و وزراء و رجال.
3ـ كتابخانههاى علماء و دانشمندان به خصوص فقها.
4ـ كتابخانههاى مدارس و مساجد و بقاع و مزارات.
در اين مقاله از كتابخانه اى سخن به ميان مىآيد كه به گروه چهارم يعنى بقاع متبر كه تعلق داشته و آن عبارت است از كتابخانه بقعه شيخ صفى الدين اردبيلى.
كتابخانه بقعه شيخ صفى الدين اردبيلى در زمان حيات شيخ و با اهداى كتاب از طرف مريدان او كه از اقصى نقاط كتابهاى نفيس را به كتابخانه مراد خود تقديم مىكردند تاسيس شد. شيخ صفى الدين اردبيلى جد اعلاى سلاطين صفوى است كه در سال 700 ه.ق جانشين و خليفه شيخ زاهد گيلانى شد و در اردبيل طرح خانقاهى را پى افكند. وى همواره مورد احترام و توجه عموم و حتى سلاطين مغول بود. خواجه رشيد الدين فضل ا... همدانى از اعاظم وزراء و علماى مصر در نامه اى به شيخ صفى ضمن ارادت خويش حواله اى جهت مخارج خانقاه شيخ براى او فرستاده بود. )1(
از آنجا كه پيروان شيخ نزد او تعليم مىيافتند خانقاهش مدرسه اى براى ارشاد مريدان محسوب مىشد و به همين دليل نخستين پايه كتابخانه بقعه در حيات وى ريخته شد. چون شيخ پس از مرگ در همان خانقاه آرميد مدفن وى به زيارتگاه مريدان مبدل گشت و كتابخانه بقعه كه محل اجتماع پيروانش بود رونق بسزا يافت.
با روى كار آمدن صفويان و توجه سلاطين صفوى به آرامگاه جد خويش كه مدفن اولاد شيخ نيز بود اهميت و شهرت بقعه شيخ بيشتر شد و سلاطين صفوى هريك به سهم خود در رونق و آبادانى آن كوشيدند به خصوص شاه عباس به ديده تقدس بر آن محل نگريست وموقوفات فراوانى براى آن برقرار ساخت و نسخ نفيسى به كتابخانه بقعه اهدا و وقف كرد. مكتوب است كه شاه عباس كتابهاى فقهى و عربى و مذهبى خود را وقف كتابخانه آستان قدس و كتابهاى فارسى و دواوين شعرا را همراه چينى آلات و ظروف نفيسه وقف بقعه جد خويش كرد.)2(
كتابخانه بقعه تا جنگ دوم ايران و روس در 1241 تا 1243 ق كه منجر به عهدنامه تركمنچاى شد بعد از كتابخانه آستان قدس رضوى قديمىترين كتابخانه ايران بود كه سالم برجاى مانده بود.
سياحانى چون پيترودلاواله )1028 ق/1619م(ـ آدام اولئاريوس )1047ق/1637م(ـ ژان باتيست تاورنيه )1088ق/ 1677م( و در عصر قاجارـ جيمز موريه )1236ق/ 1821م( از اين بقعه و كتابخانه اش ديدن كرده هريك مطالبى در سفرنامههاى خود نگاشتهاند كه حكايت از نفاست و غناى فرهنگى نسخ آن كتابخانه دارد. آدام اولئاريوس ضمن بازديد از بقعه شيخ صفى كتابخانه آن را چنين توصيف مىكند:
...]از ميان راهرو طرف راست به اطاقى بزرگ كه با طلا بر روى ديوارهاى آن نقش و تصوير انداخته بودند و شبيه عبادتگاه بود هدايت شديم. در اينجا اولين موضوعى كه باعث شگفتى زياد ما شد اين بود كه طاق گنبدى وسيع و هنرمندانه اى كه بر اين بقعه زده بودند ستونى نداشت. سقف گنبد را چند قسمت تشكيل مىداد كه به هم متصل بودند. تالار مزبور ”جنت سرا“ نام داشت كه در آن كتابخانه اى نيز موجود بود. كتابها به طور پراكنده در قفسهها بر روى يكديگر قرار داشتند اكثر آنها به زبان عربى و تعدادى نيز به زبان فارسى و تركى بود.اوراق چند جلد از اين كتابها از پوست حيوانات و چند تاى ديگر از كاغذ بود كه بسيار تميز و زيبا بر آن نوشته بودند. در كتب تاريخى اشكال و تصاوير نقاشى شده بود. بر جلد كتابها پوست دباغى شده بز يعنى تيماج سرخ رنگ كشيده بودند و با نقوشى از گل و شاخ و برگ گياهان و درختان به طرز عالى و با طلا آرايش شده بود.) [3(
متاسفانه در منابع و متون فارسى كمتر خبرى از شرح بقعه و كتابخانه آن يافت مىشود تنها تنى چند از نويسندگان و فضلا و ادباى ايرانى اشاره مختصرى به كتابخانه بقعه دارند. از نويسندگان قرن دوازدهم تنها ميرزا عبدا... افندى كه از مورخان و مولفان آن دوره است اشارهاى به اين كتابخانه دارد. نامبرده در كتاب رياض العلماء ضمن شرح حال امين الدين طبرسى مولف مجمع البيانـ از كتب تفاسير مشهورـ مىنويسد:
...]امين الدين كتابى به نام اسرار الامامه يااسرار الائمه تاليف نموده است و من )افندى( يك قسمتى از آن كتاب را در شهر رشت ديدم ولى نسخه كامل آن كتاب در كتابخانه شيخ صفى الدين در اردبيل موجود است.) [4(
از نويسندگان قرن سيزدهم نيز شايد بتوان گفت كه تنها دو نفر از ادباى عصر ناصرى هريك در تاليفات خود مختصر اشارهاى به كتابخانه بقعه كردهاند. نخست محمد تقى حكيم در كتاب گنج دانش، دوم محمد حسن خان اعتماد السلطنه /صنيع الدوله/ در كتاب مراه البلدان. هردو كتاب از كتب جغرافيايى است كه ذيل كلمه اردبيل هردو به يك مضمون آوردهاند:
...]اردبيل در زمان صفويه زياد معمور و آباد بوده و موقوفات زيادى براى طلاب و محصلين قرار دادند. كتابخانه اردبيل در آن عصر معروف دنيا و اغلب كتاب آن به زبان عربى و قليلى هم فارسى است و تركى هم دارد و جلدشان غالبا طلا و هم نقره بوده ولى حالا چيزى از آنها باقى نيست....) [5(
منبع هردو مولف سفرنامه آدام اولئاريوس بوده و متاسفانه مولفان هيچ اشارهاى به اين كه بر كتابها چه گذشته و چرا ”حالا چيزى از آنها باقى نيست“ نمىكنند تنها از طريق منابع روسى چون تاريخ روابط علمى شرق و اروپا و روسيه چاپ لنينگراد و كتاب گريبايدوف در گرجستان و ايران تاليف گنى كولوپوف، چاپ باد كوبه و مكاتبات و اسناد آنها در مىيابيم كه برسر كتابهاى كتابخانه بقعه شيخ چه آمده و چرا ”حالا از آنها چيزى باقى نمانده است.“
كتابخانه بقعه شيخ صفى الدين اردبيلى پس از انقراض سلسله صفويه و بروز درگيرىها از رونق افتاد با اين حال تا زمان سلطنت فتحعلى شاه قاجار و جنگ روسها با ايران هنوز كتابخانه فعال بوده و كتابهاى بسيارى در آن باقى بود. ولى در جريان دومين جنگهاى ايران و روس مجموعههاى گرانبهاى كتابخانه از بين رفت. تفصيل اين جمال را براى نخستين بار مرحوم عبدالعزيز جواهر كلام بدين شرح مىنگارد:
...]در ماه دسامبر 1827 قشون روس به سر گردگى پسكويچ و همراهى گريبايدوف شهر تبريز را تصرف نموده از طريق ميانج )ميانه( عازم تسخير طهران بودند تا دامنه فتوحات خود را در ايران )همچون توسعه متصرفات خود در دولت عثمانى( ادامه دهند. همان موقع مستشرق روس “سنكوسكى“ به رئيس كل اركان حزب قشون روس گراف ديپيچ شرحى نگاشته و تقاضا نمود كه در اين مسافرت از كتب خطى و آثار ادبى ايرانى نيز استفاده شود.
انجام اين وظيفه را پروفسور سنكوسكى به عهده گريبايدوف كه ازنويسندگان و شعراى مشهور روس بود واگذار كرد. رئيس كل اركان حزب، عين مراسله و تقاضانامه سنكوسكى را به نظر پسكويچ رسانيده و پسكويچ با گريبايدوف در اين باب مشورت كرد. بالاخره بعد از تحقيقات زياد معلوم شد كه در ايروان و نخجوان كتابخانه مهمى وجود ندارد و كتابخانه عباس ميرزا در تبريز اهميت علمى نداشته و مجموعه اى از كتب معاصر مىباشد ولى فقط در اردبيل مقدارى كتب و رسائل خطى گرانبها در كتابخانه جنب مقبره شيخ صفى الدين اردبيلى باقى است...) [6(
به طور حتم گريبايدوف كه از رجال سياسى و ادبى عصر خويش بود از نوشتههاى آدام اولئاريوسـ جيمز موريه و... درباره كتابخانه اردبيل آگاهى داشته و به همين دليل از فكر كتابخانه بقعه فارغ نبود و پيوسته در آرزوى تصاحب كتابخانه بقعه به سر مىبرد. به همين دليل در زمان اشغال تبريز به دست قواى روس در انديشه تصرف شهر اردبيل افتاد و آن را تنها راه حل معضل خود دانست. به نوشته جواهر كلام:
...] پيشنهاد سنكوسكى بيشتر او )گريبايدوف( را تهييج نمود و با آن كه اردبيل در فرونت )جبهه( جنگ نبود و تصرف آن مستلزم مخارج و زحماتى بود معذلك بر حسب اصرار و تقاضاى گريبايدوف يك عده قشون از قره باغ به طرف اردبيل عزيمت كرد...) [ 7(
لشكر كشى روسها از قرهباغ به اردبيل شايد تنها لشكر كشى در تاريخ براى تسخير و غصب گنجينه علم و ادب بوده كه با سياست و يا منافع نظامىدر جهان منافات داشته است.
در هر صورت در 25 ژانويه 1828 م /26 جمادى الاخر 1243 قـ به هنگام مذاكرات صلح ميان عباس ميرزا و پاسكويچ شهر اردبيل توسط قواى روس به فرماندهى ژنرال سوشتلن و همراهى سرهنگ)سنياوين( محاصره وپس از اندك مقاومتى از طرف نيروهاى نظامىمحلى به تصرف روسها در آمد. سعيد نفيسى در اين مورد چنين مىنويسد:
...]در اطراف اردبيل چندين معدن مس هست كه براى نيارمندىهاى نظامىآن زمان اهميت بسيارى داشتهاند عباس ميرزا با دست يارى مهندسان اروپايى قلعه آن شهر را ساخته بود كه به گفته سوشتلن برتريهايى چند بر قلاع ديگر ايران داشته است. علاوه بر آن در آن قلعه علوفه و خواربار و تجهيزات نظامىفراوان ذخيره كرده بودند.... لوازم توپ خانه نيز در آنجا فراوان بود و با همه اين برتريها دفاع از آن شهر براى لشكريان ايران دشوار شده بود.
پسران عباس ميرزا كه فرمانده پادگان اين شهر بودند و مردى ايتاليايى كه ”برناردى“ نام داشت و فرمانده توپ خانه آنجا بود شايستگى اين كار را نداشتند...) [8(
اشغالگران اردبيل پس از تصرف اين شهر علماى شهر را در يك محل جمع كرده و ايشان را از قصد و نيت پاسكويج و گريبايدوف درباره انتقال كتابخانه آگاه كردند. اگر چه علما در آغاز مخالفت كردند و هر يك درباره وقفى بودن كتب كتابخانه داد سخن دادند ولى خيلى زود متوجه شدند كه گوش كسى به حرف آنان بدهكار نيست و از طرف حكومت و حكومتيان نيز كارى ساخته نيستـ اگر چه مىتوانستند شهر تبريز را حفظ مىكردند به اجبار با انتقال كتابهاى كتابخانه تن دادند و كتابخانه را تسليم قواى نظامىروس كردند مشروط بر اين كه پس از نسخه بردارى آنها را به محل اصلى عودت دهند. )9(
بالاخره كتابخانه به تصرف ژنرال روسى درآمد و از اوايل ماه فوريه / اواخر ماه رجب دو دسته قشون سواره و پياده و كاروان كتابهاى نفيس بقعه شيخ صفى را از اردبيل تا تفليس همراهى كردند و گريبايدوف به آرزوى خويش رسيد.
آن چه از مفاد كتاب گريبايدوف در گرجستان و ايران برمىآيد اين است كه كتابهاى بقعه شيخ صفى به رسم امانت جهت مطالعه به تفليس برده شد ولى متاسفانه ديرى نپاييد كه كتابهاى مزبور از كتابخانه سن پطرزبورگ و موزه آرميتاژ سر در آورد و در حال حاضر كتابهاى ياد شده در كتابخانه لنينگراد )به رسم امانت(! موجود است و اميد است كه همتى و تلاشى صورت گيرد تا هر چه زودتر اين امانت به صاحب اصلى آن يعنى ملت ايران بر گردانده شود.
در هر صورت بعد از اين يغما از كتابخانه شيخ صفى چيزى باقى نماند جز اوراق متفرقه و تعداد معدودى كتاب كه يك بار در زمان ناصر الدين شاه به هنگام تعمير بقعه كه به دستور وى انجام گرفت به كتابخانه سلطنتى وقت منتقل شد. از آن جمله است ترجمه فارسى تفسير معروف طبرى كه توسط حبيب يغمايى به چاپ رسيده است. صاحب جواهر كلام به هنگام نگارش تاريخچه كتابخانه شيخ صفى كه اساس همين مقاله بوده ضمن شرح به يغما /امانت! بردن نسخ كتابخانه شيخ مىافزايد:
...] اوراق كتابهاى ديگرى هم است كه توجهى به آنها نشده و بالاخره تلف و نابود مىشود و اگر يكى دو نفر مطلع دانشمند براى تحقيق و جستجوى اين اوراق چه از طرف وزارت معارف و يا آن كه مستقلا بروند و بسيار نيكو و قابل تقدير مىباشد...) [11(
خوشبختانه اين نداى صاحب جواهر را على اصغر حكمت پاسخ مثبت داد و گروهى را جهت بررسى اوراق باقى مانده كتابخانه شيخ صفى به اردبيل اعزام داشت. اين گرده پس از بررسى اوراق بازمانده از كتابخانه بقعه به تعدادى نسخ نفيس كه از ديد نظاميان روس مخفى مانده بود دسترسى پيدا كرد و تمامىاوراق و نسخ ياد شده را به تهران منتقل كرد كه به دستور ميرزا على اصغر حكمت در اختيار موزه ايران باستان قرار گرفت. خوشبختانه اكنون نسخ و اوراق ياد شده در بخش اسلامىموزه محفوظ است كه از آن ميان به چند نسخه ”شاهنامه فردوسى“ و چهار مجله از ”صريح الملك“ مىتوان اشاره كرد.
نسخ انتقالى به بخش اسلامىموزه ايران باستان عبارتند از:
1( قرآن مجيد و جزوه: 85 مجله، از قرن سوم تا قرن سيزده هجرى از كاتبينى چون ياقوت مستعصمى، سهروردى )704- 706 ه.ق(، ياقوت بن عبدا... )668(، حاجى عماد القارى الطاووسى )807 ه.ق(، عماد محلاتى، با خطوط خوش كوفى، ثلث،ريحان، نسخ و از واقفينى چون شاه طهماسب صفوى، بهرام ميرزا صفوى، حمزه ميرزا، سليم بيگلر بيگى و كمال الدين على بيك.
از اين مجموعه قرآنهاى خطى 10 نسخه متعلق به قرن سوم و چهارم ه.ق است كه روى پوست آهو با خط كوفى كتابت شده است
2( دواوين شعرا ـ تاريخ و...
شاهنامه فردوسى: الف( نسخه اى به خط نستعليق از درويش محمد مخلص با رقم 895 به گواهى نظم همين مخلص در پايان نسخه در دفتر موزه آمده كه نسخه در 400 هجرى نوشته شده و محل كتا بت آن دانسته نيست.
ب( نسخه اى نستعليق از 938 ه.ق با 43 مجلس و كاغذ اعلاى خانبالغ و جلد ضربى وقف شاه عباس بر آستانه شيخ صفى.
ج( نسخه اى بدون رقم و كاتب محتملا از قرن دهم با 18 متصوير جلس
د( نسخه اى بدون رقم و كاتب محتملا از قرن دهم با 27 مجلس )وقفى شاه عباس بر آستانه شيخ صفى.(
شاهنامه قاسمى اثر ميرزا قاسم گنا بادى به خط نستعليق از سده 10 با 11 مجلس درباره كشور گشايىهاى شاه طهماسب اول. اين نسخه وقف شاه عباس بر آستانه شيخ صفى است.
چهار نسخه صريح الملك
اين چهار نسخه همه در آستانه شيخ صفى بوده و مجموعه وقفنامههاى رقبات موقوفات و اسناد املاكى است كه براى آستانه شيخ صفى الدين خريدارى شده و قاعدتا همه به خط گرد آورندگان آنهاست. دو نسخه به خط زين العابدين عبدى و عبدالمومن بن صدرالدين محمد بن ناصر الدين احمد قوامىشيرازى با رقم 975 و دو نسخه ديگر به خط محمد طاهر سپاهانى با رقم 1038 در زمان صدارت و توليت نواب شيخ شريف زاهدى در عصر شاه عباس صفوى است و يك نسخه از چهار نسخه صريح الملك به خط زين العابدين عبدى وقف شاه عباس بر آستانه است. نسخه ديگر از صريح الملك در كتابخانه ملى ايران است كه به كتابخانه سلطنتى منتقل شده و به سال 1316 زمان افتتاح كتابخانه ملى ايران جزء مجموعه انتقالى از كتابخانه سلطنتى به كتابخانه ملى منتقل شده است.
مجموعه نسخ انتقالى از بقعه شيخ صفى به بخش اسلامىموزه ايران باستان/ موزه ملى به استثناى قرآنها شامل 85 جلد است كه همه از نسخ نفيس و عالى و مذهب محسوب مىشود.
پى نوشتها:
1- همايون فرخ، ركن الدين، تاريخچه كتابخانه هاى ايران از صدر اسلام تا عصر كنونى، تهران، وزارت فرهنگ و هنر - اداره كل نگارش، جلد يك ص102
2-دانشنامه ايران و اسلام، ذيل كلمه اردبيل.
3-الئاريوس، آدام1362، سفرنامه آدام الئاريوس به ايران، ترجمه احمد بهپور، تهران، ابتكار.
4 - عبدا... افندى، رياض العلما، ج 5، ذيل طبرسى
5- اعمادالسلطنه1368، مراه البلدان، با تصحيح دكتر عبدالحسين نوائى و مير هاشم محدث، تهران، دانشگاه تهران، زير واژه اردبيل.
- حكيم، محمد تقى1367 ،گنج دانش، به كوشش دكتر محمد على صوتى و جمشيد كيانفر، تهران، زرين، ذيل واژه اردبيل.
6-جواهر كلام، عبدالعزيز، فهرست كتب وزارت معارف، تهران، وزارت معارف، ج2 ص71.
7- همان، ص72.
8- نفيسى، سعيد 1361، تاريخ اجنماعى و سياسى ايران در دوره معاصر، تهران، انتشارات بنياد، ج2 ص167.
9-همان ص167
10-فهرست كتب وزارت معارف، ص73 تا76.