LOGO - TARHENO ONLINE
TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
 

منوی اصلی سایت

ورود کاربران






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

RSS

آمار کلی بازدید ها

mod_vvisit_counterToday39
mod_vvisit_counterYesterday40
mod_vvisit_counterThis Week191
mod_vvisit_counterThis Month126
mod_vvisit_counterAll Visitors26447
   
صهيونيسم، منشأ پيدايش پان تركيسم چاپ ارسال به دوست
شماره : Administrator   
15 مهر 1387 ساعت 23:48
 احمد كاظمي: تفكر پان تركيسم ريشه در طرحهاي قدرت‏هاي بيگانه دارد. اين انديشه نخست توسط اروپايي‏ها مطرح گرديده است، به طوري كه تئورسين‏هاي مهم انديشه پان‏تركيسم، غيرترك زبان بوده‏اند.
 احمد كاظمي: تفكر پان تركيسم ريشه در طرحهاي قدرت‏هاي بيگانه دارد. اين انديشه نخست توسط اروپايي‏ها مطرح گرديده است، به طوري كه تئورسين‏هاي مهم انديشه پان‏تركيسم، غيرترك زبان بوده‏اند.
به اعتراف «برنارد لوئيس»، خاورشناس معروف، سه يهودي اروپايي الهام‏بخش ملي‏گرايي تركان بودند. نخستين كسي كه شديداً تلاش كرد، احساسات ملي‏گرايي ترك را شعله‏ور سازد، آرتر لملي ديويد (1211 ـ 1190 خورشيدي) مي‏باشد. او كه يك يهودي انگليسي بود، به تركيه مسافرت نمود و كتابي به نام «بررسي‏هاي مقدماتي» نوشت كه طي آن كوشيد ثابت كند تركان، نژاد مستقل و برجسته‏اند و بر اعراب و ساير ملل شرقي برتري دارند. انتشار اين گونه آثار، كم‏كم روشنفكران وابسته و سياستمداراني چون رهبران «نهضت تركان جوان» را علاقه‏مند به «قوميت» و معتقد به «برتري نژاد ترك» ساخت. در سال 1230 ميلادي فؤاد پاشا و جودت پاشا بسياري از نوشته‏هاي ديويد را به زبان تركي برگرداندند. در سال 1248 خورشيدي نويسنده ديگري به نام علي ساوي، جزوه‏اي به زبان تركي منتشر ساخت كه تقريباً برگرفته از آثار ديويد بود و از عظمت و شكوه افتخارآفرين (و البته موهوم) گذشته نژاد ترك سخن مي‏گفت.
ديويد لئون كوهن، نويسنده فرانسوي يهودي تبار شخص ديگري بود كه در ايجاد و گسترش ملي‏گرايي تركان سهم بسزايي داشت. او در سال 1278 خورشيدي كتابي منتشر كرد كه در آن از برتري تركان و برجستگي نژاد آنان بر همةانسانها سخن راند!؟ علاوه بر اين كتاب، وي چندين داستان حماسي درباره گذشته تركان انتشار داد. هدف اصلي او در واقع، برانگيختن تعصبات قومي و نژادي، تحريف هويت اسلامي ترك‏ها و سست نمودن احساس همبستگي آنان با ساير ملل مسلمان بود. كوهن تنها به نوشتارها بسنده نكرد، بلكه در پاريس جمعيت‏هايي از تركان و مصريان تبعيدي تشكيل داد و به طور فعال و عملي كوشيد نهضت ناسيوناليستي را در اين كشورها پايه‏ريزي كند.
شخص ديگري كه بيش از هر كس در ايجاد ناسيوناليسم ترك و عرب نقش داشت، خاورشناس معروف «ارمينوس وامبري» (جاسوس معروف انگلستان) بود. وامبري فرزند يكي از روحانيون يهودي مجارستاني بود. او درباره لزوم احياي مليت ترك آثار زيادي منتشر كرد و درباره زبان و ادبيات ترك‏ها نيز كار كرد. آثار او مورد استقبال محافل روشنفكران غرب‏گراي ترك قرار مي‏گرفت و آنان را در قوم‏گرايي دلگرم مي‏كرد. وامبري با دولتمردان و سياستمداران طراز اول تركيه نيز آشنايي داشت. وي در واقع يكي از اولين كساني بود كه در ترويج انديشه پان تورانيسم سعي و كوشش فراوان كرد و كليه فعاليت‏هاي او در خدمت و اهداف استعماري انگلستان در آسيا بود. وامبري يكي از بخش‏هاي كتاب خود را كه در سال 1249 در انگلستان منتشر شده بود، به تورانيان اختصاص داده و استدلال مي‏كرد كه همه گروه‏هاي ترك به يك نژاد تعلق دارد (در حالي كه تقسيم‏بندي نژادي براساس زبان، كاملاً غيرعلمي و سياسي است) و طي سفري كه در آسياي ميانه كرد، يك نقشه امپراتوري پان‏تركيسم را ترسيم كرد. اين شخص همان است كه به صورت درويش در خانات آسياي ميانه به گردش پرداخت و اسم كتاب خود را «سفر درويش دروغين در خانات آسياي ميانه» نام نهاد، كه در تهران توسط «بنگاه ترجمه و نشر كتاب» ترجمه و چاپ شده است.
نقشه نهايي وامبري اين بود كه احساسات ناسيوناليستي ترك‏ها را در برابر روسيه تزاري تحريك كند و ضمن ايجاد مرزبندي ميان ترك زبانان مسلمان با ساير مسلمانان، اين بازي بزرگ را در نهايت به نفع انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها در آسيا تمام كند، اكثر پان‏تورانيست‏ها از وامبري تأثير پذيرفته و گفته‏ها و نوشته‏هاي وي را درباره اصل و نژاد ترك‏ها به عنوان وحي مُنزَل قبول داشته‏اند!!
يكي از اهداف عمده يهوديان از برانگيختن احساسات ملي‏گرايي، زمينه‏سازي براي اشغال فلسطين بوده است. در پي تماس نافرجام يهوديان با سلطان عبدالحميد براي واگذاري اراضي فلسطين به يهوديان مهاجر كه با انكار شديد سلطان مواجه شد، يهوديان به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه تحقق روياي خود، برانداختن عبدالحميد و مثله كردن امپراتوري عثماني و شكستن وحدت عرب و ترك است. در نتيجه توطئه‏هاي استعمار و صهيونيسم، نهضت ناسيوناليستي «تركان جوان» ايجاد گرديد كه منجر به انقلاب 1287 خورشيدي و عزل سلطان عبدالحميد گرديد.
گروه تركان جوان با سياست توراني‏گري و اعتقاد به برتري نژاد ترك موجب پراكندگي مردم مسلمان غيرترك و ايجاد اختلاف و شكاف در قلمرو امپراتوري عثماني و هموار شدن زمينه تسلط استعمار و صهيونيسم شدند. امپراتوري به نام اسلام توانسته بود، اقوام مسلمان را به زبانهاي گوناگون در قلمرو خود داشته باشد. وقتي اقوام مسلمان مي‏ديدند كه گروهي ترك‏ها را برترين نژاد و زبان آنها برترين زبان مي‏دانند، ديگر حاضر نمي‏شدند، تحت حاكميت عثماني زندگي كنند. اغلب رجالي كه در حزب اتحاد و ترقي تركيه عضو مؤثر بودند، از «يهوديان دونمه» يا از متأثران افكار و آراي آنان بوده‏اند و آتاترك خود در دست يهوديان سالونيك روسي و در دامن آنان تربيت و رشد كرده بود.
يكي ديگر از حاميان پان‏تركيست‏ها لئون كاهون، شرق‏شناس فرانسوي بود كه در خدمت دولت استعماري انگلستان قرار داشت. يكي از طرفداران لئون كاهون، كاشن‏زاده بودكه دولت توراني و خيالي او آسياي صغير، عراق، شمال ايران، قفقاز، كريمه و استپ‏هاي ميان ولگا ، مغولستان، چين و قزاقستان تا سواحل اقيانوس آرام را در بر مي‏گرفت و شعار «از دريا به دريا» نيز از نظريه‏هاي وي بود.
انديشه پان‏تركيسم و پان‏آذريسم در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) وتركيه قبل از اينكه ايده‏اي درون‏زا باشد، انديشه‏اي برون‏زا (خارجي) است؛ چراكه يكي از ترفندهاي استكبار غرب و بيگانگان در مقابله با ايدئولوژي اسلام در جوامع مسلمان، تحميل مكاتب انحرافي از جمله ناسيوناليسم قومي است. غرب قصد دارد از اين مشرب‏هاي فكري به عنوان ايدئولوژي جايگزين در مبارزه با اسلام و كنار زدن آن استفاده كند. ناسيوناليسم قومي[میکرو ناسیونالیسم]، دام جديدي است كه استعمار براي ضربه وارد كردن بر جهان اسلام تدارك ديده تا رويايي را كه طي تاريخ با برافروختن جنگ‏هاي صليبي نتوانست به آن دست يازد، از اين راه تحقق بخشد. غربي‏ها از ناسيوناليسم قومي به عنوان وسيله‏اي براي شكستن وحدت امت اسلامي و جلوگيري از يكپارچگي جهان اسلام كه تهديد بالقوه‏اي براي استعمار محسوب مي‏گشت، استفاده كردند تا قادر شوند جهان اسلام را به واحدهاي كوچك تجزيه نمايند و سپس بر امور آنها مسلط شوند. (تفرقه بينداز و حكومت كن)
با اينكه ناسيوناليسم در غرب در ايجاد بيشتر ماجراهاي بزرگ سده نوزدهم مؤثر بود و وحدت ملي كشورهاي اروپايي را به دنبال داشت ـ كه متعاقب آن به رقابت استعماري براي مستعمره‏سازي كشورهاي جهان سوم اقدام كردند ـ ليكن اين ايدئولوژي در مشرق زمين به شكل ديگري نمايان شد. استعمار با به خدمت گرفتن ناسيوناليسم سركش، كوشيد مانع وحدت مستعمرات شود تا آنان را ضعيف و زبون سازد و همچنان وابسته به قدرت‏هاي بزرگ نگه دارد؛ زيرا وحدت اين كشورها را خطر جدي براي منافع خود تلقي مي‏كردند. البته بايد گفت كه ناسيوناليسم افراطي نازيسم در اروپا كه پان‏تركيسم نيز مشابه آن است، فاجعة جنگ دوم جهاني و كشتار 50 ميليون انسان را رقم زد.
دول غربي براي فروپاشي امپراتوري عثماني، با تحريك ناسيوناليسم مسيحي در مناطق اروپايي اين امپراتوري، موجب جدايي ناحيه بالكان از عثماني شدند و يونان، بلغارستان، مجارستان، فنلاند، چك‏اسلواكي و كروات‏ها به سوي استقلال پيش رفتند. سپس با رشد ناسيوناليسم عرب، زمينه تجزيه مناطق عرب‏زبان چون مصر و مناطق عربي را از عثماني فراهم ساختند و تركيه جديد نيز بر اثر ناسيوناليسم ترك و انقلاب تركان جوان و سرانجام اضمحلال امپراتوري عثماني شكل گرفت.
در تركيه نيز با ورود ناسيوناليسم، انديشه برتري تركان بر ديگران و «پان‏تركيسم» يا «پان‏تورانيسم» به جاي انديشة وحدت اسلامي دامن زده شد. در واقع هدف حركت توراني كه يك حركت غرض‏آلود بود، بازگشت به افكار و آراي چنگيزخان و پيروان او و جدا شدن از اسلام و وحدت جهان اسلام مي‏باشد. (چنگيزخان در اشغالگريها و توسعة قلمروي قدرت خود صدها هزار تن از تركان مناطق مختلف و اهالي آذربايجان را كشت و شهرهايشان را ويران كرد.) آتاترك به عنوان ابزاري دردست دشمنان اسلام قرار گرفت و مبارزه شديدي را با اسلام آغاز كرد. هنگامي كه آتاترك بر حكومت مسلط گرديد، استعمار انگليس و فرانسه معاهده‏اي به نام «لوزان» با او بست كه طي آن بريتانيا شرط نمود نيروهاي خود را از تركيه بيرون نخواهد كشيد، مگر پس از برآورده شدن شروط زير:
1ـ الغاي خلافت اسلامي و طرد خليفه از تركيه و مصادره اموال او؛
2ـ تركيه متعهد شود هر نهضت و حركتي را كه در پشتيباني از خلافت باشد خاموش سازد،
3ـ تركيه متعهد گردد كه ارتباط خود را با اسلام قطع نمايد؛
4ـ تركيه تعهد نمايد قانون مدني جديدي را انتخاب كند و آن را جايگزين قانون الهام گرفته از اسلام نمايد.
زماني دولت‏هاي اروپايي از تركيه بيرون رفتند كه آتاترك اين شرايط را به مرحله اجرا گذاشت و دولت اسلامي را از كار انداختند و اسلام را از آنجا طرد كردند و خلافت را از دولت مسلمانان گرفتند. آتاترك در جهت اسلام‏زدايي كارهاي فراواني انجام داد كه مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ لغو عيد فطر و قربان؛
2ـ اعلام تعطيلي روز يكشنبه به جاي جمعه؛
3ـ جلوگيري از انجام مناسك حج و مراسم آن به مدت چند سال؛
4ـ ويران نمودن خلافت اسلامي؛
5ـ ممنوع كردن حجاب؛
6ـ اعلام اذان به زبان تركي!!
7ـ تبديل مسجد اياصوفيا به موزه و مسجد مشهور الفاتح به ايستگاه؛
8 ـ بستن كتابخانه‏هاي اسلامي و مصادره نمودن كتاب‏هان آن؛
9ـ بستن مراكز و مدارس ديني؛
10ـ محاربه با علما و شخصيت‏هاي ديني و طرد و تبعيد آنها؛
11ـ ترويج فسق، فجور، فحشا و مشروبات الكلي در شهرهاي تركيه و باز كردن شهرها به روي اروپاييان؛
12ـ قطع ارتباط با كشورهاي اسلامي و مربوط ساختن تركيه به كشورهاي غربي؛
13ـ الغاي الفباي اسلامي و جايگزيني حروف لاتين (الفباي مسيحيت) به جاي آن؛
14ـ مسخ افكار، ارزش‏ها، شرايع، احكام و عادات و سنن اسلامي؛
15ـ ترويج تعاليم و افكار و انديشه‏هاي ملي‏گرايي و نژادپرستي؛
16ـ لغو تقويم هجري و بكارگيري تقويم ميلادي؛
17ـ حذف ماده «دين دولت، اسلام است» از قانون اساسي، و الغاي شريعت اسلامي و جايگزيني قانون مدني سوئيس و قانون جنايي ايتاليا به جاي شريعت اسلامي؛
19ـ با مساجد معارضه و محاربه را شروع كرد و شرايط سنگيني براي بناي مساجد برقرار نمود و تعداد وعاظ را در سطح كشور تركيه كاهش داد و وعاظ را دولتي كرد و لباس روحانيت را ممنوع ساخت.
20ـ ادارةحكومت را برپاية صورت ديكتاتوري مستبد قرار داد؛
تمامي موضوعات فوق‏الذكر مؤيد آن است كه ناسيوناليسم قومي، ابزار خطرناكي در دست قدرت‏هايي نظير آمريكا و اسرائيل است.
در حال حاضر نيز تبليغات پان‏آذريستي و پان‏تركيستي در تركيه و ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) اغلب با ساماندهي و كمك مالي قدرت‏هاي بيگانه صورت مي‏گيرد. در واقع فشار قدرت‏هاي ذي‏نفوذ به ويژه صهيونيست‏ها به مقامات باكو موجب شده تا آنها هر از چندي به عناوين مختلف در امور كشورهاي منطقه مداخله كرده و در پي تأمين خواسته‏هاي نامشروع قدرت‏هاي بيگانه قدم بردارند. (چنانكه در ايران شمالي عزاداري براي حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام، و بزرگداشت روز قدس ممنوع است، اما هرگونه فعاليت يهوديان از جمله برپايي مراسم براي افسانة هولوكاست آزاد مي‏باشد.) همسايگي ايران شمالي با ايران اسلامي از يك سو و روابط بسيار نزديك باكو ـ تل‏آويو از سوي ديگر موجب شده تا عوامل رژيم صهيونيستي بر اساس يك روياي واهي براي ايجاد آشوب‏هاي قومي در ايران به مقامات باكو فشار آورند، به ويژه پس از حادثه يازدهم سپتامبر و تقويت موقعيت نومحافظه‏كاران كاخ سفيد، صهيونيست‏ها و آمريكاييان مجدداً اين پروژه را فعال كرده و در جهت عملي شدن آن تحركاتي انجام دهند. در همين راستا نوام چامسكي، انديشمند و استاد دانشگاه آمريكا نيز اخيراً به برنامه‏هاي آمريكا و اسرائيل براي مقابله با ايران اشاره كرد و گفت «اخباري وجود دارد مبني بر اينكه تلاش‏هايي براي برانگيختن جدايي‏طلبان آذري در ايران درحال انجام است».
 
 
 
 
 
 
*نقشه نهاني اين تئورسين‏هاي
يهودي از جمله وامبري اين بود كه
احساسات ناسيوناليستي ترك‏ها را
در برابر روسيه تزاري تحريك كند و اين بازي
بزرگ در نهايت به نفع انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها
در آسيا تمام شد؛ چرا كه چنانچه پيش از اين گفته شد
يكي از اهداف عمده يهوديان از برانگيختن احساسات ملي‏گرايي،
زمينه‏سازي براي اشغال فلسطين بوده است. به ويژه در پي تماس
نافرجام يهوديان با سلطان عبدالحميد براي واگذاري اراضي فلسطين به
يهوديان مهاجر كه با انكار شديد سلطان مواجه شد، يهود به اين نتيجه رسيدند
كه تنها راه تحقق رؤياي خود، برانداختن عبدالحميد و مثله كردن جهان اسلام و شكستن
وحدت عرب و ترك است. در نتيجه توطئه‏هاي استعمار و صهيونيسم، نهضت ناسيوناليستي
«تركان جوان» ايجاد گرديد كه منجر به انقلاب 1287 خورشيدي (1908 ميلادي) و عزل سلطان عبدالحميد گرديد. تركان جوان با سياست توراني‏گري و اعتقاد به برتري نژاد ترك موجب پراكندگي مردم مسلمان غيرترك و هموار شدن زمينه تسلط استعمار و صهيونيسم شدند.
 
 
 
 
پان تركيسم و آمريكا
 
به جرأت مي‏توان گفت كه آمريكا از مهم‏تري حاميان ترويج انديشه‏هاي پان‏تركيستي و پان‏آذريستي در منطقه است و در اين راستا شواهد و قراين بسياري وجود دارد كه حاكي از كمك مالي آمريكا به گروه‏هاي پان‏تركيستي و حمايت سياسي و تبليغاتي كاخ سفيد از اين جريان ضداسلامي و ضدايراني است. واقعيت اين است كه قفقاز به عنوان منطقه‏اي استراتژيك و داراي ذخاير عظيم انرژي كه در بين تركيه و روسيه و ايران قرار گرفته است، شناخته مي‏شود. غرب اميدوار است كه در قرن بيست‏ويكم با استفاده از ضعف كشورهاي منطقه، در منطقه ماوراي قفقاز حضور اقتصادي، سياسي و نظامي خود را تثبيت كند. در اين شرايط حمايت از پان‏تركيسم از اهداف دست اول سازمان‏هاي اطلاعاتي آمريكا و تركيه در قفقاز است؛ به طوري كه آمريكا در اهداف و غايات راهبردي جديد خود، براي تركيه و سياست مدرنيزه شده پان‏تركيسم نقش كليدي قائل است، چرا كه برقراري ارتباط زميني بين تركيه و بخش عمده ايران شمالي مي‏تواند پيامد مهمي را به دنبال داشته باشد. در نبودن اين ارتباط سرزميني، گسترش زيربناي نظامي ناتو به سوي قفقاز و اجراي برنامه‏هاي پان‏تركيستي مي‏تواند با مشكلات فراواني روبه‏رو شود.
بايد گفت ناسيوناليسم به شدت ارتجاعي ترك در حال حاضر به ابزار اصلي تبليغاتي آمريكا عليه ايران در منطقه جمهوري‏هاي شوروي سابق بدل گرديده است. خصلت بارز پان‏تركيسم جديد بيگانه‏گرايي است. آمريكا براي كنترل منابع نفت و گاز منطقه و راه‏هاي انتقال آن به غرب و همچنين تضعيف نيروهاي مترقي، با توجه به شرايط قومي، مذهبي و ديگر ويژگي‏هاي منطقه به همكاري نيروهاي وابسته محلي احتياج دارد. طالبانيسم افغانستان كه قرار بود اين نقش را بازي كند براي آمريكا غيرقابل كنترل شده بود؛ لذا به نيروي وابسته جديدي نياز پيدا شد. پان‏تركيسم و پان‏آذريسم را بايد از اين زاويه نگريست. بايد گفت جبهه ترك مقابل فارس، كرد مقابل فارس و كرد مقابل ترك، جبهه‏هايي هستند تصنعي كه مي‏توانند توسط امپرياليست‏ها، با كمك وابستگان محلي‏شان به جبهه‏اي واقعي بدل شوند. غرب تلاش مي‏كند از نظريه پان‏تركيسم به نفع خود استفاده كند.
آمريكا آشكارا به گروهك‏هاي پان‏آذريستي در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) كمك مالي مي‏كند. اين گروهك‏ها در قبال دريافت كمك مالي نه تنها بايد به مسائل قومي دامن بزنند، بلكه بايد به تبليغات ضداسلامي روي آورند.
در اسفند 1380 ، ميرمهدي حسيني، سردبير سابق نشريه «نبض» (چاپ باكو) فاش ساخت كه آمريكا به طور رسمي 20 ميليون دلار براي تبليغ عليه اسلام در ايران شمالي به محافل غرب‏گرا و پان‏تركيست اختصاص داده است.
همچنين تداوم پخش شبكه‏هاي راديويي و تلويزيوني آذري‏زبان از سوي آمريكا كه پان‏آذريسم را تبليغ مي‏كنند، به خوبي حمايت‏هاي آمريكا را از اين ايده نشان مي‏دهد، ضمن اينكه ديدارهاي مقامات رسمي آمريكا با مسئولان گروهك‏هاي پان‏آذريستي دليل ديگري بر تقويت اين گروه‏ها توسط آمريكا است.
تلاش آمريكا براي استفاده از ايده پان‏آذريسم و گروهك‏هاي پان‏آذريستي و حمايت واشنگتن از چهرهاي وابسته ، انتقاداتي را در محافل مردمي و رسانه‏اي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) ايجاد كرده است. به عنوان نمونه مي‏توان به مقاله انتقادآميز «آقاي آمريكايي، آوازت خوب مي‏آيد!...» كه در روزنامه «ايمپولس» به قلم فيروز هاشم‏اف ( از باستان‏شناسان و روزنامه‏نگاران برجستة باكو) چاپ شده است، اشاره كرد.
به نوشته وي در دوره سلطنت شاه در ايران نيز هرگاه كه سردي و تيرگي در مناسبات اتحاد شوروي و ايران بروز مي‏كرد، چنين شعارهايي در رابطه با اتحاد آذربايجان‏هاي شوروي و ايران و در وصف رود ارس، تبريز و ستارخان، با سفارش كميته مركزي حزب كمونيست وقت، در مطبوعات آذربايجان شوروي (ايران شمالي) منعكس مي‏شد. در اين مقاله با اشاره به اينكه اكنون نه شاهي وجود دارد و نه اتحاد شوروي، گفته مي‏شود كه ميدان براي جولان صهيونيسم و نيروي تهاجمي آن، يعني آمريكا خالي شده است و در داخل هر كشوري كه در مقابلش قد علم كنند، با صرف پول، ستون‏هاي پنجم آنها را تحت لواي دمكراسي و دفاع از حقوق بشر عليه هم‏ميهنانشان بسيج مي‏كند، حتي افراد بي‏سواد نيز مي‏دانند، فتنه‏اي كه از سپتامبر (11 سپتامبر) شروع شده و در حال گسترش مي‏باشد، عليه كشورهاي اسلامي جهت‏گيري شده است. هر كشور مسلماني كه خواستار حفظ شرف و حيثيت ملي و ديني خود باشد، به حمايت از تروريسم و نقض حقوق بشر متهم مي‏شود. ماشين بزرگ تبليغاتي صهيونيسم به كار مي‏افتد و «خادمي» كه بتواند پاسخگوي منافع صهيونيسم باشد، ظهور مي‏كند. دشمنان اسلام چندين سال است كه از پيش، براي توجيه تجاوز نظامي‏شان از هيچ‏گونه اقدام خرابكارنه‏اي عليه ايران دريغ نمي‏كنند و متفق خود را در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) پيدا كرده‏اند كه با حكومت طماع و خودفروش و جناح مخالف رياكارش مشهور است.
 
 
 
 
 
 
*گفته مي‏شود اشغال قسمت شمالي قبرس
در سال 1353 از سوي نيروهاي تركيه با كمك اسرائيل انجام شد،
 به طوري كه ترك‏ها در دامنه كوه «پنج قله» كه در قسمت ترك‏نشين قبرس
 واقع شده است، پرچم سنگي «جمهوري ترك قبرس شمالي» با طول 450 متر و عرض
 350 متر را تهيه كردند. اين نشان، عملاً مخلوط پرچم‏هاي تركيه و اسرائيل است.
 علاوه بر اين ، مدت زماني تلاش‏هاي ترك‏ها جهت دستگيري اوجالان با
 كوشش‏هاي موساد خنثي مي‏شد؛ چون مبارزة كردي وسيلة
مناسبي بود كه ترك‏ها را به همكاري گسترده‏تر با اسرائيل وادار
 مي‏كرد، ترك‏ها با شركت و كمك مستقيم موساد توانستند
 در 1378 خورشيدي در كنيا، اوجالان را بدزدند و بدينگونه
 اسرائيل تركيه را رهين منت خود كرد.
 
 
پان‏تركيسم و رژيم صهيونيستي
 
چنانچه اشاره شد، تئوريسين‏هاي يهودي از جمله ارمينوس وامبري كه فرزند يكي از روحانيون يهودي مجارستاني بود، در ايجاد انديشه پان‏تركيسم نقش اساسي داشتند؛ به طوري كه وامبري درباره لزوم احياي مليت ترك آثار زيادي منتشر كرد و كليه فعاليت‏هاي او در خدمت و اهداف استعماري انگلستان در آسيا بود. نقشه نهاني اين تئورسين‏هاي يهودي از جمله وامبري اين بود كه احساسات ناسيوناليستي ترك‏ها را در برابر روسيه تزاري تحريك كند و اين بازي بزرگ در نهايت به نفع انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها در آسيا تمام شد؛ چرا كه چنانچه پيش از اين گفته شد يكي از اهداف عمده يهوديان از برانگيختن احساسات ملي‏گرايي، زمينه‏سازي براي اشغال فلسطين بوده است. به ويژه در پي تماس نافرجام يهوديان با سلطان عبدالحميد براي واگذاري اراضي فلسطين به يهوديان مهاجر كه با انكار شديد سلطان مواجه شد، يهود به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه تحقق رؤياي خود، برانداختن عبدالحميد و مثله كردن جهان اسلام و شكستن وحدت عرب و ترك است. در نتيجه توطئه‏هاي استعمار و صهيونيسم، نهضت ناسيوناليستي «تركان جوان» ايجاد گرديد كه منجر به انقلاب 1287 خورشيدي (1908 ميلادي) و عزل سلطان عبدالحميد گرديد. تركان جوان با سياست توراني‏گري و اعتقاد به برتري نژاد ترك موجب پراكندگي مردم مسلمان غيرترك و هموار شدن زمينه تسلط استعمار و صهيونيسم شدند.
اكنون نيز به رغم گذشت بيش از هشت دهه از تأسيس جمهوري تركيه، صهيونيست‏ها با محافل پان‏تركيستي در تركيه ارتباط نزديكي دارند. حتي برخي از ناظران، پيمان تركيه و رژيم صهيونيستي را كه در سال 1375 منعقد شد، در راستاي اهداف پان‏تركيستي ارزيابي مي‏كنند.
البته در ابتداي امر عجيب به نظر مي‏آيد كه تركيه و رژيم صهيونيستي كه هم از لحاظ تاريخي و هم از لحاظ نژادي با هم فرق دارند، بتوانند ارتباط مهمي با هم داشته باشند. البته اكنون براي هيچ كس تعلقات نژادي ـ تشكيلاتي بسياري از ترك‏هاي جوان و رهبران حكومت آتاترك يعني يهودي بودن آنان نهان نمي‏باشد. علاوه بر اين، يهودي‏هاي صهيونيست به برقراري حكومت آتاتورك به جاي امپراتوري عثماني بسيار كمك كرده‏اند. آنها حتي برنامة«10 وصيت تركي كردن» يهودي‏‏هايي را كه درتركيه زندگي مي‏كردند، تهيه كرده بودند. بدين ترتيب بايدگفت از همان ابتدا پيمان تركي ـ اسرائيلي بر اساس مفاد ايدئولوژي‏هاي پان تركيسم و صهيونيسم تكيه مي‏كرد و براي حل مسائل ژئوپليتيك عملي ابزار دست آنها مي‏باشد. گفته مي‏شود اشغال قسمت شمالي قبرس در سال 1353 از سوي نيروهاي تركيه با كمك اسرائيل انجام شد، به طوري كه ترك‏ها در دامنه كوه «پنج قله» كه در قسمت ترك‏نشين قبرس واقع شده است، پرچم سنگي «جمهوري ترك قبرس شمالي» با طول 450 متر و عرض 350 متر را تهيه كردند. اين نشان، عملاً مخلوط پرچم‏هاي تركيه و اسرائيل است. علاوه بر اين ، مدت زماني تلاش‏هاي ترك‏ها جهت دستگيري اوجالان با كوشش‏هاي موساد خنثي مي‏شد؛ چون مبارزة كردي وسيلة مناسبي بود كه ترك‏ها را به همكاري گسترده‏تر با اسرائيل وادار مي‏كرد، ترك‏ها با شركت و كمك مستقيم موساد توانستند در 1378 خورشيدي در كنيا، اوجالان را بدزدند و بدينگونه اسرائيل تركيه را رهين منت خود كرد. اوج همكاري ترك ـ اسرائيلي قرارداد منعقده در سال 1375 است كه داراي اهميت استراتژيك مي‏باشد. در اين قرارداد به ويژه بر تعميق همكاري و روابط بين ساختارهاي امنيتي و نظامي تأكيد شده و مهم‏تر اينكه سازمان‏هاي مخفي آنها به يكديگر بايد اطلاعاتي مربوط به روسيه، ارمنستان، ايران، سوريه، يونان و كردها بدهند.
بايد گفت سياست توسعه‏طلبانة پان‏تركيستي كه از سوي تركيه انجام مي‏شود، خطرناك است و امنيت منطقه را از بالكان گرفته تا آسياي مركزي تحت تأثير قرار مي‏دهد. برنامةساختگي پان‏تركيستي «به اصطلاح آذربايجان بزرگ» كه از سوي محافل ضداسلامي و مراكز اطلاعاتي تركيه حمايت مي‏شود، تماميت ارضي ايران را مورد تهديد قرار مي‏دهد. از اين لحاظ ايران شمالي نيز به پيمان ترك ـ اسرائيلي مي‏پيوندد. در پشت ايدة ايجاد مثلث اسرائيل ـ تركيه ـ ايران شمالي (جمهوري آذربايجان)، آمريكا ايستاده است كه كماكان از زمان جنگ سرد تجربةبزرگ ايجاد بلوك‏هاي مشابه (پيمان بغداد، سنتو) به منظور اجراي مسائل استراتژيك خود را دارد. قفقاز و آسياي مركزي آن مناطقي هستند كه درگيري آمريكا و هم‏پيمانان آن با روسيه، ايران و چين هميشه در اينجا صورت گرفته و صورت خواهد گرفت. حيدرعلي‏اف، رئيس جمهوري وقت ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) در سال 1377 هنگام ملاقات با رؤساي جوامع يهودي گفت: «در باكو احساسات ضد يهودي وجود ندارد و ما هرگز وجود آن را اجازه نخواهيم داد. اين موضع استوار و تغييرناپذير ماست». بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل نيز در سال 1377 به باكو سفر كرد. وي در ديدار با حيدرعلي‏اف تأكيد كرد: «روابط برادرانه تركيه ـ جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) و سطح بالاي روابط تركي ـ اسرائيلي به اتحاد جمهوري آذربايجان ـ تركيه ـ اسرائيل كمك مي‏كند. خط لوله نفت باكو ـ جيهان كه به پاس لابي اسرائيلي مورد حمايت آمريكا احداث شد، در پيمان تركيه ـ اسرائيل و دولت باكو نقش مهمي دارد و با بهره‏برداري از اين خط لوله، اسرائيل نيازمندي سوختي خود را كاملاً تأمين خواهد كرد».
بدين ترتيب پيمان تركيه ـ اسرائيل متكي بر ايده‏هاي توسعه‏طلبانة نژادپرستي صهيونيستي و پان‏تركيستي براي سيستم صلح و همكاري و امنيت تمام خاورميانه خطر واقعي است.
با توجه به حضور 26 هزار يهودي در ايران شمالي، رژيم صهيونيستي از همان ابتداي فروپاشي شوروي، نفوذ خود را در اين كشور افزايش داد. بسياري از خصلت‏هاي پان‏آذريست‏ها از جمله اسلام‏ستيزي، ايران‏ستيزي و ايجاد تفرقه‏هاي قومي مورد خواست رژيم صهيونيستي است. در نتيجه رژيم صهيونيستي همواره با گروه‏هاي پان‏آذريستي ـ پان‏تركيستي در تركيه و ايران‏شمالي ارتباط گسترده‏اي به ويژه در زمينه تبليغات مورد نظر و منفي در رسانه‏ها برقرار كرده است. در واقع با استفاده از همين روند، عوامل بيگانه به ويژه صهيونيست‏ها با تأمين مالي عده‏اي، نشريه‏اي مانند «صنعت» را چاپ مي‏كنند و در آن مدتي ترجمه كتاب موهن آيات شيطاني چاپ مي‏شود و پس از روبرو شدن با اعتراض مردم و نه دولت ، اين موضوع براي مدتي متوقف و سپس با تحريك رژيم صهيونيستي، انتشار مطالب توهين‏آميز عليه اسلام به سبك كتاب موهن آيات شيطاني ادامه پيدا مي‏كند و يا آشكارا تبليغات عليه ايران و تشيع در اين نشريه‏ها عنوان مي‏شود. دقيقاً به همين خاطر نيز جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي در رسانه‏هاي ايران شمالي بازتاب چنداني ندارد و پان‏آذريست‏ها تمايلي به انعكاس اين موضوع در نشريه‏هاي خود ندارند. پس از حادثه يازدهم سپتامبر، رژيم صهيونيستي در راستاي دامن زدن به تحركات پان‏آذريستي به دنبال خريد زمين در جنوب ايران شمالي و نواحي نزديك ساحل درياي مازندران و مرز ايران است؛ سياستي كه در تركيه و عراق نيز اجرا مي‏شود.
در هر حال بايد گفت؛ توسعه مناسبات ايران با تركيه و دولت باكو همواره موجب ناخرسندي رژيم صهيونيستي مي‏شود. در اين راستا نيز در سال 1383 شوكت ايگي، نويسنده روزنامه ملي «گازته» تركيه فاش ساخت كه در دوران حكومت بلند اجويت در تركيه، 25 تن از مقامات ارشد وزارت امور خارجه تركيه از جمله اسماعيل جم، وزير امورخارجه سابق تركيه، «ساباتائيست» (يعني يهودي به ظاهر مسلمان) شده بودند. وي تأكيد كرد با نفوذ ساباتائيست‏ها حجم تبليغات منفي عليه ايران افزايش مي‏يابد، ضمن اينكه با توسعه مناسبات تهران ـ آنكارا ـ باكو امكان پيگيري ايده‏هاي پان‏تركيستي و پان آذريستي ممكن نخواهد بود. برهمين اساس نيز رژيم صهيونيستي همواره تلاش دارد كه مانع از همگرايي منطقه‏اي تهران ـ باكو ـ آنكارا شود.
رژيم صهيونيستي براي به چالش كشيدن ايران، طرح‏هاي كلاني را دنبال مي‏كند. ايجاد تنش‏هاي قومي در داخل ايران يكي از اهداف رژيم صهيونيستي در اين خصوص است. در واقع يكي از دلايل توجه خاص رژيم صهيونيستي به تركيه و ايران شمالي نيز همين موضوع است.
 
 
< بعد   قبل >
   

حدیث روز

تصویر روز

33.jpg

آخرین فایل های دریافت شده

    آخرین اخبار سایت

     
    TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
    TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
     
      Advertisement
     
    TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
    TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE
       
    TARHENOONLINE TARHENOONLINE TARHENOONLINE